هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سودای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عمری را در آرزوی او گذرانده است. او از حسرت دیدار معشوق و پروانگی در بزم وصال او میگوید و اشاره میکند که حتی خاک سر کوی معشوق برایش ارزشمند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۷۲۱ - گر چه سودای تو یک عمر به سر داشته ام
گر چه سودای تو یک عمر به سر داشته ام
بیخودم بیخود اگر از تو خبر داشته ام ۱
مژه واری قدم از دیده برون نگذاری
گر بدانی چقدر پاس نظر داشته ام ۲
یافتم عمر ابد از نگه باز پسین
حسرت روی تو آیا چقدر داشته ام ۳
من و پروانگی بزم وصالت فریاد!
که چراغانی از افشاندن پر داشته ام ۴
دیده را بسته ام آیین پریخانه ببین
نقشی از خاک سر کوی تو برداشته ام ۵
بیخودم بیخود اگر از تو خبر داشته ام ۱
مژه واری قدم از دیده برون نگذاری
گر بدانی چقدر پاس نظر داشته ام ۲
یافتم عمر ابد از نگه باز پسین
حسرت روی تو آیا چقدر داشته ام ۳
من و پروانگی بزم وصالت فریاد!
که چراغانی از افشاندن پر داشته ام ۴
دیده را بسته ام آیین پریخانه ببین
نقشی از خاک سر کوی تو برداشته ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۰ - در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
گوهر بعدی:شماره ۷۲۲ - در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.