هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری سخن میگوید، به دنبال درد و رنج است تا به آرامش برسد، از شهادت و ایثار یاد میکند و عشق به دوست را در دل خود جستجو میکند. او خواهان همراهی باد صبا است تا از غبار بودن رهایی یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین اشاره به مفاهیمی مانند شهادت و رنج ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۷۲۸ - بس که خود را بسته دام بلا می خواستم
بس که خود را بسته دام بلا می خواستم
محنت آسایش درد از دوا می خواستم ۱
یاد آن ذوق شهادت کز هجوم بیخودی
زخم تیغ از سایه بال هما می خواستم ۲
ما و عشق دوست می گشتیم در صحرای دل
سرزمینی بهر طرح کربلا می خواستم ۳
تا نمی ماندم زگرد توسنش همچون غبار
اینقدر همراهی از باد صبا می خواستم ۴
محنت آسایش درد از دوا می خواستم ۱
یاد آن ذوق شهادت کز هجوم بیخودی
زخم تیغ از سایه بال هما می خواستم ۲
ما و عشق دوست می گشتیم در صحرای دل
سرزمینی بهر طرح کربلا می خواستم ۳
تا نمی ماندم زگرد توسنش همچون غبار
اینقدر همراهی از باد صبا می خواستم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۷ - لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
گوهر بعدی:شماره ۷۲۹ - ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.