هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که از دلش بیرون نیاید و در عین حال، از احساسات پیچیده و دردناک خود در این رابطه عاشقانه صحبت میکند. شاعر از ناتوانی خود در دستیابی به معشوق و احساس گمشدگی در حضور او میگوید و از معشوق میخواهد که لطف کند و از وسع او بگذرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۱۰ - در دلم بنشستهای بیرون میا
در دلم بنشستهای بیرون میا
نی برون آی از دلم در خون میا ۱
چون ز دل بیرون نمیآیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا ۲
چون کست یک ذره هرگز پی نبرد
تو به یک یک ذره بوقلمون میا ۳
غصهای باشد که چون تو گوهری
آید از دریا برون بیرون میا ۴
سرنگون غواص خود پیش آیدت
تو ز فقر بحر در هامون میا ۵
گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا ۶
نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا ۷
چون تو پیدا میشوی گم میشوم
لطف کن وز وسع من افزون میا ۸
چون به یک مویت ندارم دست رس
دست بر نه برتر از گردون میا ۹
چون ز هشیاری به جان آمد دلم
بیشرابی پیش این مجنون میا ۱۰
بدرهٔ موزون شعرت ای فرید
بستهٔ این بدرهٔ موزون میا ۱۱
نی برون آی از دلم در خون میا ۱
چون ز دل بیرون نمیآیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا ۲
چون کست یک ذره هرگز پی نبرد
تو به یک یک ذره بوقلمون میا ۳
غصهای باشد که چون تو گوهری
آید از دریا برون بیرون میا ۴
سرنگون غواص خود پیش آیدت
تو ز فقر بحر در هامون میا ۵
گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا ۶
نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا ۷
چون تو پیدا میشوی گم میشوم
لطف کن وز وسع من افزون میا ۸
چون به یک مویت ندارم دست رس
دست بر نه برتر از گردون میا ۹
چون ز هشیاری به جان آمد دلم
بیشرابی پیش این مجنون میا ۱۰
بدرهٔ موزون شعرت ای فرید
بستهٔ این بدرهٔ موزون میا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۷۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - در دلم افتاد آتش ساقیا
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - ای عجب دردی است دل را بس عجب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.