هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بیانگر احساسات عمیق و تجربیات روحی شاعر است. او از توکل و استغنا سخن میگوید، از اشک و آه بیتو، از غم و تنهایی، و از آرامشی که گاهی در میان سختیها یافته است. شاعر از بینیازی از تماشای گلستان و انتخاب راه دشوارتر سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۷۹۰ - چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم
چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم
هر چه را دیدیم همچون سیل پشت پا زدیم ۱
دیده و دل بی تو داد اشک و آه ما نداد
خویش را گاهی بر آتش گاه بر دریا زدیم ۲
هر کجا رفتیم خضر راه ما غم بود غم
گر دچار خوشدلی گشتیم بر تنها زدیم ۳
درد سر می داد ما را بالش آسودگی
خواب راحت چون شرر بر بستر خارا زدیم ۴
بی نیازیم از تماشای گلستان چون اسیر
تا گل عشرت به سر از پنبه مینا زدیم ۵
هر چه را دیدیم همچون سیل پشت پا زدیم ۱
دیده و دل بی تو داد اشک و آه ما نداد
خویش را گاهی بر آتش گاه بر دریا زدیم ۲
هر کجا رفتیم خضر راه ما غم بود غم
گر دچار خوشدلی گشتیم بر تنها زدیم ۳
درد سر می داد ما را بالش آسودگی
خواب راحت چون شرر بر بستر خارا زدیم ۴
بی نیازیم از تماشای گلستان چون اسیر
تا گل عشرت به سر از پنبه مینا زدیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۹ - تا از دل و دین جدا نگشتیم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۱ - عقلیم و طفل مکتب نادانی خودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.