هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از شعلههای عشق که روحش را میسوزاند، افسون معشوق که همیشه در خاطرش میماند و تلاش بیثمر برای فراموشی مینالد. همچنین، از مقاومت در برابر این عشق و دردهایش صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و افسون نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۱۵ - شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
پر لبی تبخاله دارد از مبارکباد من ۱
در دل از شوخی خیالش هم نمی گیرد قرار
دارد افسونی که هر دم می رود از یاد من ۲
بیستون گر معدن الماس باشد باک نیست
تیشه از لخت جگر دارد به کف فرهاد من ۳
زور بازوی رسا دارد به افسونش چه کار
دام را در خاک پنهان کی کند صیاد من ۴
گرد کلفت توتیا گردیده در چشمم اسیر
تا خرابی کرد تعمیر دل آباد من ۵
پر لبی تبخاله دارد از مبارکباد من ۱
در دل از شوخی خیالش هم نمی گیرد قرار
دارد افسونی که هر دم می رود از یاد من ۲
بیستون گر معدن الماس باشد باک نیست
تیشه از لخت جگر دارد به کف فرهاد من ۳
زور بازوی رسا دارد به افسونش چه کار
دام را در خاک پنهان کی کند صیاد من ۴
گرد کلفت توتیا گردیده در چشمم اسیر
تا خرابی کرد تعمیر دل آباد من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۴ - دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
گوهر بعدی:شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.