هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و هجران میگوید. او از شعلههای عشق، رسوایی ناشی از گمنامی، و تاریکی شب هجران سخن میگوید. همچنین، از دیوانگی عشق و اسارت در داغ دل یاد میکند. تصاویری مانند شعله، دود، چراغ، و زنجیر برای بیان احساساتش به کار میرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۱۷ - بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
که هر سو شعله ای گلدسته می بندد ز باغ من ۱
عجب رسواییی سر در پی گمنامیم دارد
شود هر نقش پا آیینه راه سراغ من ۲
صبا بیگانه بود از رنگ و بوی گلشن هستی
که همچون غنچه پر گشت از نسیم گل دماغ من ۳
شب هجران چنان در کلبه ام دود ستم پیچد
که چشم گریه آلود است پنداری چراغ من ۴
دلم در سینه ذوق مشرب دیوانگی دارد
نفس را می کشد در حلقه زنجیر داغ من ۵
اسیر از تاب روی کیست امشب خانه ام روشن
که گردد صبح چون پروانه برگرد چراغ من ۶
که هر سو شعله ای گلدسته می بندد ز باغ من ۱
عجب رسواییی سر در پی گمنامیم دارد
شود هر نقش پا آیینه راه سراغ من ۲
صبا بیگانه بود از رنگ و بوی گلشن هستی
که همچون غنچه پر گشت از نسیم گل دماغ من ۳
شب هجران چنان در کلبه ام دود ستم پیچد
که چشم گریه آلود است پنداری چراغ من ۴
دلم در سینه ذوق مشرب دیوانگی دارد
نفس را می کشد در حلقه زنجیر داغ من ۵
اسیر از تاب روی کیست امشب خانه ام روشن
که گردد صبح چون پروانه برگرد چراغ من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - گه استغنا گهی رو دیده ام من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.