هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، درد و رنج عاشقانه، و ناامیدی در بیان احساسات سخن میگوید. شاعر از دل سوخته، فتنههای زمانه، و ناتوانی در گفتن سخنانش مینالد و به اسارت در نگاه معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۸۳۳ - نگه خون شد به چشم دیدنی کو
نگه خون شد به چشم دیدنی کو
دل آتشخانه شد گل چیدنی کو ۱
زخوی فتنه هر ساعت به رنگی
ادب را جرأت پرسیدنی کو ۲
سخنها دارم اما بی دماغم
دل گفتن غم بشنیدنی کو ۳
اسیر از گردش چشم تو شد مست
قدح را فرصت پرسیدنی کو ۴
دل آتشخانه شد گل چیدنی کو ۱
زخوی فتنه هر ساعت به رنگی
ادب را جرأت پرسیدنی کو ۲
سخنها دارم اما بی دماغم
دل گفتن غم بشنیدنی کو ۳
اسیر از گردش چشم تو شد مست
قدح را فرصت پرسیدنی کو ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۲ - خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو
گوهر بعدی:شماره ۸۳۴ - گریزان خودم از شرم بیتابی پناهی کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.