هوش مصنوعی:
این متن درباره عشقی نافرجام و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از بیتوجهی معشوق و بهانهجوییهایش شکایت میکند و بیان میکند که سکوت برای او به جای فغان، ترانه شده است. او از دو چیز (تغافل و بهانه) سرگشته است.
رده سنی:
15+
مفهوم عشق نافرجام و رنجهای عاطفی موجود در متن برای کودکان مناسب نیست و درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۳۷ - طفل است و بدخو جوید بهانه
طفل است و بدخو جوید بهانه
در عشق دارد ما را فسانه ۱
مانند قمری سر بر نکردیم
بی حلقه دام از آشیانه ۲
هرکس به نوعی دارد فغانی
ما را خموشی آمد ترانه ۳
ما را دو چیزش سرگشته دارد
آه از تغافل داد از بهانه ۴
در عشق دارد ما را فسانه ۱
مانند قمری سر بر نکردیم
بی حلقه دام از آشیانه ۲
هرکس به نوعی دارد فغانی
ما را خموشی آمد ترانه ۳
ما را دو چیزش سرگشته دارد
آه از تغافل داد از بهانه ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۶ - خبر ز سوز نداری سروده نای که چه
گوهر بعدی:شماره ۸۳۸ - همه تن آینه ای دست بر آیینه منه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.