هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و بیوفایی معشوق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که معشوق او را شیفته خود کرد، سپس رهایش نمود و با بیرحمی او را رنجاند. در ادامه، شاعر از بیعدالتی و ظلم معشوق شکایت کرده و به رفتارهای ناشایست او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۴۶ - به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
بدین روزم نشاندی بیوفا انداختی رفتی ۱
چه رنگین گشتم از تاراج شوخی آفرین بادا
زدی بستی و کشتی سوختی پرداختی رفتی ۲
چه رحم است این چه انصاف است ظالم اختراع است این
زدی صیدی به خاک ره فکندی تاختی رفتی ۳
مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید
ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی ۴
بدین روزم نشاندی بیوفا انداختی رفتی ۱
چه رنگین گشتم از تاراج شوخی آفرین بادا
زدی بستی و کشتی سوختی پرداختی رفتی ۲
چه رحم است این چه انصاف است ظالم اختراع است این
زدی صیدی به خاک ره فکندی تاختی رفتی ۳
مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید
ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - در آتش دارم از هر عضو بندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.