هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و بیوفایی معشوق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که معشوق او را شیفته خود کرد، سپس رهایش نمود و با بیرحمی او را رنجاند. در ادامه، شاعر از بیعدالتی و ظلم معشوق شکایت کرده و به رفتارهای ناشایست او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۴۶ - به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی
بدین روزم نشاندی بیوفا انداختی رفتی ۱
چه رنگین گشتم از تاراج شوخی آفرین بادا
زدی بستی و کشتی سوختی پرداختی رفتی ۲
چه رحم است این چه انصاف است ظالم اختراع است این
زدی صیدی به خاک ره فکندی تاختی رفتی ۳
مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید
ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی ۴
بدین روزم نشاندی بیوفا انداختی رفتی ۱
چه رنگین گشتم از تاراج شوخی آفرین بادا
زدی بستی و کشتی سوختی پرداختی رفتی ۲
چه رحم است این چه انصاف است ظالم اختراع است این
زدی صیدی به خاک ره فکندی تاختی رفتی ۳
مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید
ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - در آتش دارم از هر عضو بندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.