هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات عشق، دلسوزی، و جستجوی معنوی میپردازد. شاعر از محبت اهل دل، دوری از معشوق، و نیاز به خودشناسی سخن میگوید و تأکید میکند که پاسخ بسیاری از پرسشها در درون خود فرد نهفته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۸۵۰ - زبیدرد محبت حال اهل دل چه می پرسی
زبیدرد محبت حال اهل دل چه می پرسی
سراغ آب گوهر از نم ساحل چه می پرسی ۱
ز دور افتادگی ره می توان بردن به کوی او
غرض گمراهیت گر نیست از منزل چه می پرسی ۲
ز مغز عقل داری پنبه غفلت به گوش دل
خراش ناله زنجیر از عاقل چه می پرسی ۳
همین آیینه تاب دیدن روی تو می آرد
حدیث خوبی خود از من بیدل چه می پرسی ۴
سراغ آب گوهر از نم ساحل چه می پرسی ۱
ز دور افتادگی ره می توان بردن به کوی او
غرض گمراهیت گر نیست از منزل چه می پرسی ۲
ز مغز عقل داری پنبه غفلت به گوش دل
خراش ناله زنجیر از عاقل چه می پرسی ۳
همین آیینه تاب دیدن روی تو می آرد
حدیث خوبی خود از من بیدل چه می پرسی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.