هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد و رنج ناشی از جدایی و بی‌اعتنایی به شهرت و مادیات را بیان می‌کند. شاعر از عشق الهی و رهایی از دغدغه‌های دنیوی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق او به حسن الهی وابسته است. همچنین، اشاره‌ای به بی‌اعتباری دنیا و وابستگی‌های مادی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۸۶۷ - نه سوخته الفت دردم نه دوایی

نه سوخته الفت دردم نه دوایی
داغم همه ناسور جدایی است جدایی ۱

آسان نبود لاف هواداری فتراک
خون در رگ ما می تپد از بیم رهایی ۲

ما را نشناسد کس و ما کس نشناسیم
فارغ شده ایم از غم چونی و چرایی ۳

آوازه شهرت غرض همت ما نیست
این مرحله را طی نکند حاتم طایی ۴

تا گرد ره گر مروان برق نژاد است
بگذر قدمی از خود اگر همره مایی ۵

هرکس کندم منع دل اما چه توان کرد
داند نسب عشق مرا حسن خدایی ۶

از میکده باجی است به گردن همه کس را
گیرند در این مملکت از ابر هوایی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۶ - خویش آیینه دار خود رایی
گوهر بعدی:شماره ۸۶۸ - دیده از جوش گریه دریایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.