هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه بیانگر وحدت وجود و رابطه عاشقانه با معشوق الهی است. شاعر بیان میکند که پیش از وجود، وجودی نبوده و وجود او وابسته به معشوق است. او خود را خاکی در برابر معشوق میداند و درد عشق را تنها درمان خود میخواند. متن سرشار از مفاهیم عرفانی مانند وحدت، عشق الهی و فنا در معشوق است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۵ - زان پیش که بودها نبودست
زان پیش که بودها نبودست
بود تو ز ما جدا نبودست ۱
چون بود تو بود بود ما بود
کی بود که بود ما نبودست ۲
گر بود تو بود بود ما نی
موقوف تو بد چرا نبودست ۳
ما بر در تو چو خاک بودیم
نه آب و نه گل هوا نبودست ۴
در صدر محبتت نشاندیم
زان پیش که حرف لا نبودست ۵
دریای تو جوش سر برآورد
پر شد همه جا و جا نبودست ۶
عطار ضعیف را دل ریش
جز درد تو به دوا نبودست ۷
بود تو ز ما جدا نبودست ۱
چون بود تو بود بود ما بود
کی بود که بود ما نبودست ۲
گر بود تو بود بود ما نی
موقوف تو بد چرا نبودست ۳
ما بر در تو چو خاک بودیم
نه آب و نه گل هوا نبودست ۴
در صدر محبتت نشاندیم
زان پیش که حرف لا نبودست ۵
دریای تو جوش سر برآورد
پر شد همه جا و جا نبودست ۶
عطار ضعیف را دل ریش
جز درد تو به دوا نبودست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴ - پی آن گیر کاین ره پیش بردست
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - ره عشاق راهی بیکنار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.