هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جستجوی معنا در ویرانهها و رنجها سخن میگوید. شاعر از حضور ناگهانی عشق در جان خود و ویرانیهایی که به همراه آورده، صحبت میکند. او به دنبال گنج در خرابههاست و از تنهایی و حیرت خود در این مسیر میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تنها با فنا شدن در عشق میتوان به وصال رسید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۰ - دوش ناگه آمد و در جان نشست
دوش ناگه آمد و در جان نشست
خانه ویران کرد و در پیشان نشست ۱
عالمی بر منظر معمور بود
او چرا در خانهٔ ویران نشست ۲
گنج در جای خراب اولیتر است
گنج بود او در خرابی زان نشست ۳
هیچ یوسف دیدهای کز تخت و تاج
چون دلش بگرفت در زندان نشست ۴
گرچه پیدا برد دل از دست من
آمد و بر جان من پنهان نشست ۵
چون مرا تنها بدید آن ماه روی
گفت تنها بیش ازین نتوان نشست ۶
جان بده وانگه نشست ما طلب
که توان با جان بر جانان نشست ۷
از سر جان چون تو برخیزی تمام
من کنم آن ساعتت در جان نشست ۸
چون ز جانان این سخن بشنید جان
خویش را درباخت و سرگردان نشست ۹
خویشتن را خویشتن آن وقت دید
کو چو گویی در خم چوگان نشست ۱۰
دایما در نیستی سرگشته بود
زان چنین عطار زان حیران نشست ۱۱
خانه ویران کرد و در پیشان نشست ۱
عالمی بر منظر معمور بود
او چرا در خانهٔ ویران نشست ۲
گنج در جای خراب اولیتر است
گنج بود او در خرابی زان نشست ۳
هیچ یوسف دیدهای کز تخت و تاج
چون دلش بگرفت در زندان نشست ۴
گرچه پیدا برد دل از دست من
آمد و بر جان من پنهان نشست ۵
چون مرا تنها بدید آن ماه روی
گفت تنها بیش ازین نتوان نشست ۶
جان بده وانگه نشست ما طلب
که توان با جان بر جانان نشست ۷
از سر جان چون تو برخیزی تمام
من کنم آن ساعتت در جان نشست ۸
چون ز جانان این سخن بشنید جان
خویش را درباخت و سرگردان نشست ۹
خویشتن را خویشتن آن وقت دید
کو چو گویی در خم چوگان نشست ۱۰
دایما در نیستی سرگشته بود
زان چنین عطار زان حیران نشست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - نیم شبی سیم برم نیم مست
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - در سرم از عشقت این سودا خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.