هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از مخاطب میخواهد از قید و بندهای مادی و جسمانی رها شود و به عالمی روحانی و متحد قدم بگذارد. در این عالم، دوستی، اتحاد، پاکی و آرامش حاکم است و از رنج، تعارض و نیازهای مادی خبری نیست. شاعر مخاطب را به ترک غم و رنج و پیوستن به این جهان نورانی دعوت میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. این متن برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی و عرفانی را دارند.
بخش ۲۳ - بیان اینکه اینها همه طلسم است و هرکه آن را بشکند به مقصد می رسد
هان چه مردان بشکن این محکم طلسم
پای بیرون نه ز ملک جان و جسم ۱
جسم را در راه جانان خوار کن
جان به خاکپای او ایثار کن ۲
بند جسم و جان زبال و پرگشای
از مضیق شش جهت بالاتر آی ۳
عالمی بنگر سراسر نور پاک
عالمی فارغ ز آب و باد و خاک ۴
عالمی بین گلستان در گلستان
گلستانها سر زده بر لامکان ۵
پرده بردار از رخ زیبای دل
پرده از رخسار جان آرای دل ۶
پس در آن بین نقشهای بس عجیب
یار بنگر فارغ از بیم رقیب ۷
کشوری بین خالی از دزد و دغل
پاکبازان را در آن جاه و محل ۸
دوستان دستان به دست دوستان
روز و شب با یکدگر در بوستان ۹
دوستانی جمله خالی از نفاق
جملگی را اتحاد و اتفاق ۱۰
جسمشان از هم جدا جانشان یکی
مقصد و مطلوب و جانانشان یکی ۱۱
عالمی بین خالی از رنج و تعب
خالی از اندوه و فکر روز و شب ۱۲
نی عناصر را در آن کشور تضاد
پیشه آنجا می نه بگریزد ز باد ۱۳
نی کلال جوع و نی ثقل شبع
نی بلای حرص و نی ذل طمع ۱۴
نی در آن سرمای دی گرمای تیر
نی تعب از بهرکتان و حریر ۱۵
تا بچند ای جان من در رنج و غم
روزها اندر تعب شب در الم ۱۶
دل نه بگرفتت از آن محنت سرای
نامدی تنگ آخر از این تنگنای ۱۷
پای بیرون نه ز ملک جان و جسم ۱
جسم را در راه جانان خوار کن
جان به خاکپای او ایثار کن ۲
بند جسم و جان زبال و پرگشای
از مضیق شش جهت بالاتر آی ۳
عالمی بنگر سراسر نور پاک
عالمی فارغ ز آب و باد و خاک ۴
عالمی بین گلستان در گلستان
گلستانها سر زده بر لامکان ۵
پرده بردار از رخ زیبای دل
پرده از رخسار جان آرای دل ۶
پس در آن بین نقشهای بس عجیب
یار بنگر فارغ از بیم رقیب ۷
کشوری بین خالی از دزد و دغل
پاکبازان را در آن جاه و محل ۸
دوستان دستان به دست دوستان
روز و شب با یکدگر در بوستان ۹
دوستانی جمله خالی از نفاق
جملگی را اتحاد و اتفاق ۱۰
جسمشان از هم جدا جانشان یکی
مقصد و مطلوب و جانانشان یکی ۱۱
عالمی بین خالی از رنج و تعب
خالی از اندوه و فکر روز و شب ۱۲
نی عناصر را در آن کشور تضاد
پیشه آنجا می نه بگریزد ز باد ۱۳
نی کلال جوع و نی ثقل شبع
نی بلای حرص و نی ذل طمع ۱۴
نی در آن سرمای دی گرمای تیر
نی تعب از بهرکتان و حریر ۱۵
تا بچند ای جان من در رنج و غم
روزها اندر تعب شب در الم ۱۶
دل نه بگرفتت از آن محنت سرای
نامدی تنگ آخر از این تنگنای ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد
گوهر بعدی:بخش ۲۴ - بیان نکوهش دنیا و مذمت اهل دنیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.