هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شوق خود به باده و زندگی خراباتی سخن میگوید و از افتادن در دام زهد اظهار نارضایتی میکند. او خود را سادهلوح و عاشق مه طلعتان میداند و عقل و هوش خود را در خرابات گرو گذاشته است. همچنین، از منع دیگران به دلیل محبت شکایت دارد و تأکید میکند که خود با محبت زاده شده است. در پایان، از صفایی که راز او را فاش کرده است، شرمگین است.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عرفانی و نمادین مانند شراب و خرابات است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۱۹ - در سر افتاده ست شوق باده ام
در سر افتاده ست شوق باده ام
چون کنم در دام زهد افتاده ام ۱
ساده لوحم همگنان دانند و من
در پی مه طلعتان ساده ام ۲
هوش خواهد از من و من عقل و هوش
در خراباتی گرو بنهاده ام ۳
از محبت می کنندم منع و من
خود ز مادر با محبت زاده ام ۴
فاش کردی ای صفایی سرّ من
شرم کن از مصحف و سجّاده ام ۵
چون کنم در دام زهد افتاده ام ۱
ساده لوحم همگنان دانند و من
در پی مه طلعتان ساده ام ۲
هوش خواهد از من و من عقل و هوش
در خراباتی گرو بنهاده ام ۳
از محبت می کنندم منع و من
خود ز مادر با محبت زاده ام ۴
فاش کردی ای صفایی سرّ من
شرم کن از مصحف و سجّاده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - این خانه ی دل خراب بهتر
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - همچو بلبل گر من بی دل زبانی داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.