هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای جسمی و روحی خود میگوید و آرزوی فرار از دنیای مادی را دارد. او به دنبال درمانی برای دردهای کهنهاش است اما امیدی به بهبودی ندارد. همچنین، از ناامیدی از انسانها سخن میگوید و آرزوی مکانی بدون حضور انسان را دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی از انسانها ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۳۰ - ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی
ای خدا خواهم برون از هر دو عالم عالمی
تا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی ۱
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاج
از سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی ۲
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت
زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی ۳
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمند
ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی ۴
تا ز رنج جسم و جان آنجا بیاسایم دمی ۱
این خمار کهنه ی ما را کجا باشد علاج
از سبو تا خم دریغا گر ز می بودی یمی ۲
زخم دل را مرهمی جستم طبیبی دید و گفت
زخم شست قاتلی هست این ندارد مرهمی ۳
آدمی زادی که می گویند اگر این مردمند
ای خوشا جایی که در آنجا نباشد آدمی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - ساقیا امشب مرا زان آب رمّانی بده
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.