هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌هنری در عصر تمدن، جستجوی وصال معشوق، و تقدیر محتوم خود که رسوایی و آوارگی است، می‌نالد. همچنین، از رشک و حسادت به معشوق و ناتوانی در برابر جذبه‌های او یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر، رسوایی، و آوارگی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

شماره ۱۸ - تا دیده دلم عارض آن رشک پری را

تا دیده دلم عارض آن رشک پری را
پوشیده به تن جامه ی دیوانه گری را ۱

چون مرد هنرپیشه به هر دوره ذلیل است
خوش آن که کند پیشه ی خود بی هنری را ۲

شب تا به سحر در طلب صبح وصالت
بگرفته دلم دامن آه سحری را ۳

در عصر تمدن چون توحش شده افزون
بر دیده کشم سرمه ی عهد حجری را ۴

یاقوت مگر پیش لب لعل تو دم زد
کز رشک چو من جلوه دهد خون جگری را ۵

از روز ازل دست قضا قسمت ما کرد
رسوایی و آوارگی و دربدری را ۶

تا فرخی از سر غم عشق خبر شد
رجحان دهد از هر خبری بی خبری را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷ - از بس که غم به سینه من بسته راه را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - با بتی تا بطی از باده ناب است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.