هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج انسان در جهانی پر از بیعدالتی و غم سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در درمان دردهای درونی، غمهای پنهان، و عدم شنیده شدن فریادهایش توسط جهان اطراف شکایت دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، رنج، و جستجوی حقیقت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۷ - پاسبان خفته ی این دار گر بیدار بود
پاسبان خفته ی این دار گر بیدار بود
کی برای کیفر غارت گران بی دار بود ۱
پرده دل تا نشد چاک از غمت پیدا نگشت
کز پس یک پرده پنهان صد هزار اسرار بود ۲
ناتوانی بین که درمان دل بیمار خویش
جستم از چشمی که آن هم از قضا بیمار بود ۳
در شب غم آنکه دامان مرا از کف نداد
با گواهی دادن دل دیده ی خون بار بود ۴
نیست گوش حق نیوشی در خراب آباد ما
ورنه از دست تو ما را شکوه ی بسیار بود ۵
کی برای کیفر غارت گران بی دار بود ۱
پرده دل تا نشد چاک از غمت پیدا نگشت
کز پس یک پرده پنهان صد هزار اسرار بود ۲
ناتوانی بین که درمان دل بیمار خویش
جستم از چشمی که آن هم از قضا بیمار بود ۳
در شب غم آنکه دامان مرا از کف نداد
با گواهی دادن دل دیده ی خون بار بود ۴
نیست گوش حق نیوشی در خراب آباد ما
ورنه از دست تو ما را شکوه ی بسیار بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - دل مایه ی ناکامی است از دیده برون باید
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - آنانکه بی مطالعه تقدیر می کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.