هوش مصنوعی:
این شعر از فرخی یزدی بیانگر اعتراض به ظلم، فساد و بیعدالتی در حکومت است. شاعر از دوستی که به دشمن تبدیل شده، غارت اموال ملت توسط عیاشان، بیاثر بودن قوانین مجلس و نبود دولت قانونی واقعی انتقاد میکند. او طرفداری از حقیقت را وظیفه خود میداند و از زندگی در چنین شرایطی ابراز نارضایتی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل انتقادات سیاسی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین ممکن است برخی مفاهیم برای سنین پایین سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۰ - با من ای دوست تو را گر سر پرخاش نبود
با من ای دوست تو را گر سر پرخاش نبود
یار دشمن شدنت در همه جا فاش نبود ۱
پافشاری پی حق خود اگر ملت داشت
مال او غارت یک دسته ی عیاش نبود ۲
پول تصویبی مجلس نبد از ماه به ماه
گرد آن کهنه حریف این همه کلاش نبود ۳
معنی دولت قانونی اگر این باشد
نامی از دولت و قانون به جهان کاش نبود ۴
ما طرفداری خورشید حقیقت کردیم
آن زمانی که هما سخره ی خفاش نبود ۵
با چنین زندگی آری به خدا می مردم
اگر این جانی بی عاطفه نباش نبود ۶
گر به نقادی کابینه نمی راند سخن
خامه ی فرخی این قدر گهرپاش نبود ۷
یار دشمن شدنت در همه جا فاش نبود ۱
پافشاری پی حق خود اگر ملت داشت
مال او غارت یک دسته ی عیاش نبود ۲
پول تصویبی مجلس نبد از ماه به ماه
گرد آن کهنه حریف این همه کلاش نبود ۳
معنی دولت قانونی اگر این باشد
نامی از دولت و قانون به جهان کاش نبود ۴
ما طرفداری خورشید حقیقت کردیم
آن زمانی که هما سخره ی خفاش نبود ۵
با چنین زندگی آری به خدا می مردم
اگر این جانی بی عاطفه نباش نبود ۶
گر به نقادی کابینه نمی راند سخن
خامه ی فرخی این قدر گهرپاش نبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - بهر آزادی هر آنکس استقامت می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - گر پریشان خم گیسوی تو از شانه نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.