هوش مصنوعی:
این شعر از حسرتها، غمها و مشکلات زندگی سخن میگوید. شاعر از عشق ناکام، رنجهای درونی و ناامیدیهایش میگوید و از این که تلاشهایش به ثمر ننشسته است، اظهار تأسف میکند. همچنین، اشارهای به عشق الهی و کشف حقیقت در میان دردها دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین غمگین و پیچیده، برای درک بهتر به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. نوجوانان بالای 16 سال بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۱۵ - آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود
آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود
وان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود ۱
مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود ۲
گر دامن دل رنگ نبود از اثر خون
معلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود ۳
سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیم
پا بسته آفت زدگی حاصل ما بود ۴
دردانه مه بود و جگر گوشه خورشید
این شمع شب افروز که در محفل ما بود ۵
این سر که به دست غم هجر تو سپردیم
در پای غمت هدیه ناقابل ما بود ۶
از راه صنم پی به صمد بردم و دیدم
مستوره آئینه حق باطل ما بود ۷
وان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود ۱
مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود ۲
گر دامن دل رنگ نبود از اثر خون
معلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود ۳
سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیم
پا بسته آفت زدگی حاصل ما بود ۴
دردانه مه بود و جگر گوشه خورشید
این شمع شب افروز که در محفل ما بود ۵
این سر که به دست غم هجر تو سپردیم
در پای غمت هدیه ناقابل ما بود ۶
از راه صنم پی به صمد بردم و دیدم
مستوره آئینه حق باطل ما بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - گر بدین سان آتش کین شعله ور خواهی نمود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - هر جا سخن از جلوه آن ماه پری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.