هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ضرورت تغییر و نوآوری در جهان قدیمی اشاره دارد. شاعر بر نیاز به تفکر جدید برای بشر، رهایی از دغدغههای مادی مانند طلا و نقره، و اهمیت عشق و احساسات تأکید میکند. همچنین، او از تنهایی در بیابان جنون سخن میگوید و نیاز به همراهی در این مسیر را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تنهایی و جنون ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۶ - در جهان کهنه از نو شور و شر باید نمود
در جهان کهنه از نو شور و شر باید نمود
فکر بکری بهر ابنای بشر باید نمود ۱
سیم و زر تا هست در عالم بشر آسوده نیست
تا شویم آسوده محو سیم و زر باید نمود ۲
خاک عالم گل شد از اشکم چه خاکی سر کنم
زین سپس فکری برای چشم تر باید نمود ۳
در قدمگاه محبت پا منه بردار دست
یا اگر پا می گذاری ترک سر باید نمود ۴
گر شب غم بهر ما آه سحر کاری نکرد
روز شادی شکوه از آه سحر باید نمود ۵
تا شوند آشفته تر جمعی پریشان روزگار
زلف مشگین ترا آشفته تر باید نمود ۶
در بیابان جنون، مجنون مرا تنها گذاشت
اندرین ره باز فکر همسفر باید نمود ۷
فکر بکری بهر ابنای بشر باید نمود ۱
سیم و زر تا هست در عالم بشر آسوده نیست
تا شویم آسوده محو سیم و زر باید نمود ۲
خاک عالم گل شد از اشکم چه خاکی سر کنم
زین سپس فکری برای چشم تر باید نمود ۳
در قدمگاه محبت پا منه بردار دست
یا اگر پا می گذاری ترک سر باید نمود ۴
گر شب غم بهر ما آه سحر کاری نکرد
روز شادی شکوه از آه سحر باید نمود ۵
تا شوند آشفته تر جمعی پریشان روزگار
زلف مشگین ترا آشفته تر باید نمود ۶
در بیابان جنون، مجنون مرا تنها گذاشت
اندرین ره باز فکر همسفر باید نمود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - هرکس که به دل مهر تو مه پاره ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - حلقه زلفی که غیر تاب ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.