هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. دل از سختیها شکایت دارد و در دام عشق گرفتار شده است. شاعر از عشق به عنوان بیابانی خطرناک یاد میکند که در آن قافلههای دل گم میشوند. او از غم عشق و دوری از معشوق مینالد و بیان میکند که دلش جز به معشوق به چیزی دیگر مشغول نیست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین غم و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۸ - بس تنگ شد از سختی جان حوصله دل
بس تنگ شد از سختی جان حوصله دل
دل شکوه ز جان می کند و جان گله دل ۱
دل شیفته سلسله موئی است کز افسون
با یک سر مو بسته دو صد سلسله دل ۲
از بادیه عشق حذر کن که در آن دشت
در هر قدمی گمشده صد قافله دل ۳
سر منزل دلدار کجا هست که واماند
از دست غمش پای پر از آبله دل ۴
تا خلوت دل جایگه مهر تو گردید
نبود بخدا یکسر مو فاصله دل ۵
با غیر تو مشغولی و غافل که ز حسرت
نبود بجز از خوردن خون مشغله دل ۶
دل شکوه ز جان می کند و جان گله دل ۱
دل شیفته سلسله موئی است کز افسون
با یک سر مو بسته دو صد سلسله دل ۲
از بادیه عشق حذر کن که در آن دشت
در هر قدمی گمشده صد قافله دل ۳
سر منزل دلدار کجا هست که واماند
از دست غمش پای پر از آبله دل ۴
تا خلوت دل جایگه مهر تو گردید
نبود بخدا یکسر مو فاصله دل ۵
با غیر تو مشغولی و غافل که ز حسرت
نبود بجز از خوردن خون مشغله دل ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - ای دل اندر عاشقی با طالع مسعود باش
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - ما خیل تهی دست جگر گوشه بختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.