هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از دلبستگی به معشوق و دردهای عشق شکایت دارد، اما با وجود تمام سختیها، هنوز امید و حوصله دارد. همچنین، او از سرگردانی در راه عشق و آزادی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود دوری از معشوق، هنوز عشق او را هدایتگر خود میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود مضامین عاطفی پیچیده مانند رنج عشق، سرگردانی، و امید، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. این شعر برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۱۵۰ - زان طره به پای دل، تا سلسله ها دارم
زان طره به پای دل، تا سلسله ها دارم
از دست سر زلفت، هر شب گله ها دارم ۱
کار تو دل آزاری، شغل من و دل زاری
تو غلغله ها داری، من مشغله ها دارم ۲
در این ره بی پایان، وامانده و سرگردان
از بسکه به پای جان، من آبله ها دارم ۳
تا در ره آزادی، شد عشق مرا هادی
گمگشته در آن وادی بس قافله ها دارم ۴
با آنکه ترا در دل، پیوسته بود منزل
با وصل تو الحاصل من فاصله ها دارم ۵
آسوده نشد لختی، دل از غم جان سختی
با این همه بدبختی، من حوصله ها دارم ۶
از دست سر زلفت، هر شب گله ها دارم ۱
کار تو دل آزاری، شغل من و دل زاری
تو غلغله ها داری، من مشغله ها دارم ۲
در این ره بی پایان، وامانده و سرگردان
از بسکه به پای جان، من آبله ها دارم ۳
تا در ره آزادی، شد عشق مرا هادی
گمگشته در آن وادی بس قافله ها دارم ۴
با آنکه ترا در دل، پیوسته بود منزل
با وصل تو الحاصل من فاصله ها دارم ۵
آسوده نشد لختی، دل از غم جان سختی
با این همه بدبختی، من حوصله ها دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - هر چند که با فکر جوانیم که بودیم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - خوش آنکه در طریق عدالت قدم زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.