هوش مصنوعی:
این متن شعری است که عشق و تأثیرات عمیق آن بر قلب و روح شاعر را توصیف میکند. شاعر از آرامش قبلی خود سخن میگوید که با آمدن عشق و غم آن، همه چیز دگرگون شده است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عقل و دل خود میگوید و این که عشق باعث شده تا همه چیز را از دست بدهد و در دریای احساسات غرق شود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۲۲۶ - عشق آمد و آتشی به دل در زد
عشق آمد و آتشی به دل در زد
تا دل به گزاف لاف دلبر زد ۱
آسوده بدم نشسته در کنجی
کامد غم عشق و حلقه بر در زد ۲
شاخ طربم ز بیخ و بن برکند
هر چیز که داشتم به هم بر زد ۳
گفتند که سیمبر نگار است او
تا رویم از آرزوی او زر زد ۴
طاوس رخش چو کرد یک جلوه
عقلم چو مگس دو دست بر سر زد ۵
از چهرهٔ او دلم چو دریا شد
دریا دیدی که موج گوهر زد ۶
عطار چو آتشین دل آمد زو
هر دم که زد از میان اخگر زد ۷
تا دل به گزاف لاف دلبر زد ۱
آسوده بدم نشسته در کنجی
کامد غم عشق و حلقه بر در زد ۲
شاخ طربم ز بیخ و بن برکند
هر چیز که داشتم به هم بر زد ۳
گفتند که سیمبر نگار است او
تا رویم از آرزوی او زر زد ۴
طاوس رخش چو کرد یک جلوه
عقلم چو مگس دو دست بر سر زد ۵
از چهرهٔ او دلم چو دریا شد
دریا دیدی که موج گوهر زد ۶
عطار چو آتشین دل آمد زو
هر دم که زد از میان اخگر زد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۵ - دست در دامن جان خواهم زد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷ - دل به سودای تو جان در بازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.