هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عطار نیشابوری، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود مینالد. او از درد فراق و نبود معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند تا دردهایش تسکین یابد. شاعر همچنین از بیپولی و ناتوانی خود در رسیدن به معشوق سخن میگوید و از این که عشق او را به دیوانگی کشانده است، اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و دیوانگی ناشی از عشق، نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.
غزل ۲۲۹ - گر از گره زلفت جانم کمری سازد
گر از گره زلفت جانم کمری سازد
در جمع کلهداران از خویش سری سازد ۱
گردون که همه کس را زو دست بود بر سر
از دست سر زلفت هر شب حشری سازد ۲
طاوس فلک هر شب شد سوخته بال و پر
هم شمع رخت سوزد گر بال و پری سازد ۳
بنمای لب و رویت تا این دل بیمارم
یا به بتری گردد یا گلشکری سازد ۴
جان عزم سفر دارد زین بیش مخور خونش
تا بو که ز خون دل زاد سفری سازد ۵
این عاشق بی زر را زر نیست تو میخواهی
چون وجه زرش نبود از وجه زری سازد ۶
تا زر نبود اول تا جان ندهد آخر
دیوانه بود هر کو با سیمبری سازد ۷
دیری است که میسازم تا بو که بسازی تو
چون توبه نمیسازی دل با دگری سازد ۸
چون نیست ز یاقوتت هم قوت و هم قوتم
عطار کنون بی تو قوت از جگری سازد ۹
در جمع کلهداران از خویش سری سازد ۱
گردون که همه کس را زو دست بود بر سر
از دست سر زلفت هر شب حشری سازد ۲
طاوس فلک هر شب شد سوخته بال و پر
هم شمع رخت سوزد گر بال و پری سازد ۳
بنمای لب و رویت تا این دل بیمارم
یا به بتری گردد یا گلشکری سازد ۴
جان عزم سفر دارد زین بیش مخور خونش
تا بو که ز خون دل زاد سفری سازد ۵
این عاشق بی زر را زر نیست تو میخواهی
چون وجه زرش نبود از وجه زری سازد ۶
تا زر نبود اول تا جان ندهد آخر
دیوانه بود هر کو با سیمبری سازد ۷
دیری است که میسازم تا بو که بسازی تو
چون توبه نمیسازی دل با دگری سازد ۸
چون نیست ز یاقوتت هم قوت و هم قوتم
عطار کنون بی تو قوت از جگری سازد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - ترسا بچهٔ مستم گر پرده براندازد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - گر آه کنم زبان بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.