هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام میگوید و از ناتوانی در کنترل احساسات خود سخن میراند. او به جرم عشق خود اشاره میکند و از تلاش برای پنهان کردن گناهانش میگوید. همچنین، به مشکلات راه زندگی و نیاز به راهنما اشاره دارد و در پایان، با وجود پیری، به گذشته و روزهای جوانی خود بازمیگردد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تأملات فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه، پیری و فراق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶ - شعله ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
شعله ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
تا کنم زان چاره ی روز سیاه خویش را ۱
نیست ناز و غمزه در فرمان او چون خسروی
کز خرابی منع نتواند سپاه خویش را ۲
شکوه ی او جرم ما وین جرم را دل عذر خواه
تا چه سان خواهیم عذر عذرخواه خویش را ۳
بس که باشد مایل خود شرم را بندد به خویش
کافگند بر خویشتن دایم نگاه خویش را ۴
من ندانستم بود کشتن سزای جرم مهر
ورنه زو پنهان نمیکردم گناه خویش را ۵
نیست میر کاروان را ایمنی ز آسیب راه
تا نباشد رهنما گم کرده راه خویش را ۶
گر چه پیر سالخوردی شد (سحاب) اما کند
صرف ماه خردسالی سال و ماه خویش را ۷
تا کنم زان چاره ی روز سیاه خویش را ۱
نیست ناز و غمزه در فرمان او چون خسروی
کز خرابی منع نتواند سپاه خویش را ۲
شکوه ی او جرم ما وین جرم را دل عذر خواه
تا چه سان خواهیم عذر عذرخواه خویش را ۳
بس که باشد مایل خود شرم را بندد به خویش
کافگند بر خویشتن دایم نگاه خویش را ۴
من ندانستم بود کشتن سزای جرم مهر
ورنه زو پنهان نمیکردم گناه خویش را ۵
نیست میر کاروان را ایمنی ز آسیب راه
تا نباشد رهنما گم کرده راه خویش را ۶
گر چه پیر سالخوردی شد (سحاب) اما کند
صرف ماه خردسالی سال و ماه خویش را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا
گوهر بعدی:شماره ۷ - ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.