درباره سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست.
سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید.
کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند.
علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوانها شماره ۲ - ای ذات تو افتخار دنیا شماره ۳ - تا سازم آشنایت نا آشنا نگارا شماره ۴ - از دست دادخواه اگراینست آه ما شماره ۵ - یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا شماره ۶ - شعله ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را شماره ۷ - ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را شماره ۸ - دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شبها شماره ۹ - سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا شماره ۱۰ - نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما شماره ۱۱ - چون جرم گنه وفاست ما را شماره ۱۲ - دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما شماره ۱۳ - دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها شماره ۱۴ - دانی که چه کردیم متاع دل و دین را؟ شماره ۱۵ - دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟ شماره ۱۶ - بگشای پای ما که کمند وفای تو شماره ۱۷ - عقده ای از کار ما نگشود لعل یار ما شماره ۱۸ - مانند من سگی سر کوی حبیب را شماره ۱۹ - در کویش ای رقیب همین درد بس مرا شماره ۲۰ - کاش آنکه بر آمیخت به مهرش گل ما را شماره ۲۱ - ره به این ضعف ار به کوی یار می باید مرا شماره ۲۲ - افزود جفای بت بیدادگرم را شماره ۲۳ - گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را شماره ۲۴ - به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را شماره ۲۵ - ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا شماره ۲۶ - گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ شماره ۲۷ - گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان را شماره ۲۸ - صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را شماره ۲۹ - تا این دل دیوانه بود عاقله ی ما شماره ۳۰ - ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟ شماره ۳۱ - سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا شماره ۳۲ - گردون مباد آن که بیایی به خواب ما شماره ۳۳ - چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما شماره ۳۴ - رقیب یافته در کوی یار بار امشب شماره ۳۵ - کرده روی خود به خون دل خضاب شماره ۳۶ - یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب شماره ۳۷ - روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب شماره ۳۸ - بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب شماره ۳۹ - کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب شماره ۴۰ - از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب شماره ۴۱ - گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب شماره ۴۲ - روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت شماره ۴۳ - ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است شماره ۴۴ - در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست شماره ۴۵ - گویند که در شرع نبی باده حرام است شماره ۴۶ - تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست شماره ۴۷ - از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است شماره ۴۸ - در ره عشق اختیار از دست رفت شماره ۴۹ - چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت شماره ۵۰ - بسکه در عهدت به ما بیداد رفت شماره ۵۱ - چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تبست؟ شماره ۵۲ - به بزم ای زاهد اینک می سبیل است شماره ۵۳ - ندارد تحفه ی جان گر حقارت شماره ۵۴ - مرا طاقت پرو غم اندکی نیست شماره ۵۵ - دو عقیقت دو چشمه ی نوش است شماره ۵۶ - اگر این روزگار و این زمانه است شماره ۵۷ - در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است شماره ۵۸ - چون خیال او زجان مهجور نیست شماره ۵۹ - فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است شماره ۶۰ - سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست شماره ۶۱ - به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت شماره ۶۲ - آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست شماره ۶۳ - مدار امید وفا از دلی که کین دانست شماره ۶۴ - مدعی بی تو در بلای من است شماره ۶۵ - جز دام توام شکر که جای دگری نیست شماره ۶۶ - تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست شماره ۶۷ - نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست شماره ۶۸ - با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست شماره ۶۹ - خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت شماره ۷۰ - گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت شماره ۷۱ - آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من است شماره ۷۲ - تا صحبت یار دلنواز است شماره ۷۳ - بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت شماره ۷۴ - زاهل امتحان کس در میان نیست شماره ۷۵ - پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات شماره ۷۶ - چو حاصل است ترا وصل یار حور سرشت شماره ۷۷ - بر سر رحم آسمان و یار به کین است شماره ۷۸ - داد چو بر زلف سمن سا شکست شماره ۷۹ - با غیر ز می پر است جامت شماره ۸۰ - در دلم خار غم خلیده ی اوست شماره ۸۱ - گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست شماره ۸۲ - روشن از شعله ی دل عارض جانانه ی ماست شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست شماره ۸۴ - بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است شماره ۸۵ - امشب آن شمع شب افروز به کاشانه ی کیست شماره ۸۶ - خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات شماره ۸۷ - درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست شماره ۸۸ - جان کیست ندانم که در این شهر برایت شماره ۸۹ - چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت شماره ۹۰ - ز جور یار و گردون دل غمین است شماره ۹۱ - در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست شماره ۹۲ - اشک من مانع آه سحری نیست که نیست شماره ۹۳ - آنرا که زهجر دردناک است شماره ۹۴ - همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت شماره ۹۵ - حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت شماره ۹۶ - آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست شماره ۹۷ - عشق جانان را به جز ویرانه ی دل خانه نیست شماره ۹۸ - خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث شماره ۹۹ - به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج شماره ۱۰۰ - آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج شماره ۱۰۱ - هر که را در کیش او نهی است راح شماره ۱۰۲ - ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح شماره ۱۰۳ - ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟ شماره ۱۰۴ - پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ شماره ۱۰۵ - فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ شماره ۱۰۶ - عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد شماره ۱۰۷ - نگیرد تا دلت در دل دری چند شماره ۱۰۸ - هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد شماره ۱۰۹ - اگر کام من سال و ماهی برآید شماره ۱۱۰ - با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد شماره ۱۱۲ - میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد شماره ۱۱۳ - دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد شماره ۱۱۴ - گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد شماره ۱۱۵ - زروی لطف اگر یار در کنار نشیند شماره ۱۱۶ - ساقی بیار باده که ایام دی رسید شماره ۱۱۷ - هر آن خصمی که با من آسمان کرد شماره ۱۱۸ - که با آن شاه خوبان شمه ای از حال من گوید شماره ۱۱۹ - نیند طالب می عاشقان که خوردستند شماره ۱۲۰ - آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود شماره ۱۲۱ - هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند شماره ۱۲۲ - دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد شماره ۱۲۳ - دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود شماره ۱۲۴ - با من فلک هزار جفا هر زمان کند شماره ۱۲۵ - نثارت جان کنم گر زر نباشد شماره ۱۲۶ - چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد شماره ۱۲۷ - سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود شماره ۱۲۸ - تا زحال دل من دلبر من غافل بود شماره ۱۲۹ - چون من هر کس که از جان سیر باشد شماره ۱۳۰ - دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد شماره ۱۳۱ - هر کجا کو به چنین خط و چنان خال رود شماره ۱۳۲ - امیدواری من در جهان وصال تو باشد شماره ۱۳۳ - دانی که از کیم می وصلت به جام بود شماره ۱۳۴ - کدام تیر بلا ترکش زمانه ندارد شماره ۱۳۵ - اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد شماره ۱۳۶ - کو طاقت دیدار گرفتم که تواند شماره ۱۳۷ - با دل آگه شدم آن شوخ ستم کاره چه کرد شماره ۱۳۸ - بی بند کجا پای دل من بگذارد شماره ۱۳۹ - بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند شماره ۱۴۰ - هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد شماره ۱۴۱ - لب لعلت چو میل باده کند شماره ۱۴۲ - از من به حذر یار هوسناک نباشد شماره ۱۴۳ - هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد شماره ۱۴۴ - خواهم که کسم با خبر از راز نباشد شماره ۱۴۵ - دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد شماره ۱۴۶ - یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند شماره ۱۴۷ - ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند شماره ۱۴۸ - دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد شماره ۱۴۹ - ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد شماره ۱۵۰ - اگر زین پیش بردستم دلی بود شماره ۱۵۱ - مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد شماره ۱۵۲ - مرا مشکل گشا تا دل نباشد شماره ۱۵۳ - سوی این زهد فروشان بگذر باری چند شماره ۱۵۴ - بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد شماره ۱۵۵ - ز آب چشم ماست کز دنبال محمل میرود؟ شماره ۱۵۶ - نتوان شنید وصف رخش را و جان نداد شماره ۱۵۷ - دانی چه بود عمر گران مایه دمی چند شماره ۱۵۸ - اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود شماره ۱۵۹ - عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد شماره ۱۶۰ - اسرار عاشقی ز دلی آشکار شد شماره ۱۶۱ - این نه خط است که آرایش حسن تو فزود شماره ۱۶۲ - زین الم در دم مرگم المی بیش نباشد شماره ۱۶۳ - خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد شماره ۱۶۴ - نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد شماره ۱۶۵ - بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد شماره ۱۶۶ - هر غم که جدا از دل غمگین من آمد شماره ۱۶۷ - کی ز امتداد روز قیامت حذر کند شماره ۱۶۸ - تو آن نئی که کسی از غمت هلاک شود شماره ۱۶۹ - خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد شماره ۱۷۰ - تا روان اشک من از دیده ی تر خواهد بود شماره ۱۷۱ - آسمان هر ستمی با من می خواره کند شماره ۱۷۲ - اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود شماره ۱۷۳ - چندیست فلک را سر بیداد نباشد شماره ۱۷۴ - روزی که از سبو به قدح باده خواستند شماره ۱۷۵ - آن روز که او را غم خونین کفنی بود شماره ۱۷۶ - روی تو جان فزا لب تو دلفریب شد شماره ۱۷۷ - دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند شماره ۱۷۸ - گلی کز آتش غیرت گلاب می سازد شماره ۱۷۹ - جز اینکه میل جفا و سر ستم دارد شماره ۱۸۰ - مدعیان در پیم جمله کمین کرده اند شماره ۱۸۱ - پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود شماره ۱۸۲ - از دست تست باده بکامم چنان لذیذ شماره ۱۸۳ - تنها منم نه از همه کس خاکسارتر شماره ۱۸۴ - از بس گرفته خو بخیالت دل صبور شماره ۱۸۵ - آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر شماره ۱۸۶ - کشیم بارز کویت به سوی یار دگر شماره ۱۸۷ - بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر شماره ۱۸۸ - دلش از عشق خون به سینه نگر شماره ۱۸۹ - مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز شماره ۱۹۰ - از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز شماره ۱۹۱ - جدا کرد از منت بخت بد امروز شماره ۱۹۲ - صباح عید صیام است ساقیا برخیز شماره ۱۹۳ - سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس شماره ۱۹۴ - ز دوری تو نمردم همین گناهم بس شماره ۱۹۵ - ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس شماره ۱۹۶ - هر که دید آن گل عارض مژه ی خون بارش شماره ۱۹۷ - تا پیر می فروش چه آمد سعادتش شماره ۱۹۸ - آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش شماره ۱۹۹ - چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش شماره ۲۰۰ - به راهی می کشد عشقم که پیدا نیست پایانش شماره ۲۰۱ - خوشا آن روزگار خوش که با من بود یاری خوش شماره ۲۰۲ - نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش شماره ۲۰۳ - اگر ز آمیزش اغیار نبود یار من عارش شماره ۲۰۴ - گر خواهی ای صبا خبری خوش رسانیش شماره ۲۰۵ - نه همین ز شرم در بر نکشیده‌ام هنوزش شماره ۲۰۶ - به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش شماره ۲۰۷ - ز چشم غیر پوشیدم جمالش شماره ۲۰۸ - بس آنجا رفته بر خاک آرزویش شماره ۲۰۹ - اگر با غیر خواهم سر گرانش شماره ۲۱۰ - روزی که یکی شیفته آمد به کمندش شماره ۲۱۱ - تا نئی از قید جان و تن خلاص شماره ۲۱۲ - رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض شماره ۲۱۳ - بهر بر چیدن چو چیدند این بساط شماره ۲۱۴ - بلبل به چمن چنان کند حظ شماره ۲۱۵ - چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع شماره ۲۱۶ - یار رقیب شد به فسون یار من دریغ شماره ۲۱۷ - ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف شماره ۲۱۸ - بار در بزم وصال تو شب تار فراق شماره ۲۱۹ - خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک شماره ۲۲۰ - زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال شماره ۲۲۱ - خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل شماره ۲۲۲ - هر عهد به هر کسی که بستم شماره ۲۲۳ - ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم شماره ۲۲۴ - از تغافل یا تو را با خویش مایل می کنم شماره ۲۲۵ - گرز آن که فغانی ز دل زار برآرم شماره ۲۲۶ - چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم شماره ۲۲۷ - آمد ز درو داد به کف جام شرابم شماره ۲۲۸ - در عشق چو باید که به ناچار بمیرم شماره ۲۲۹ - دل صید کمند تست جان هم شماره ۲۳۰ - خواهم اگر به کوی تو خاکی به سر کنم شماره ۲۳۱ - بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم شماره ۲۳۲ - چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم شماره ۲۳۳ - این چه دام است ندانم که در آن افتادم؟! شماره ۲۳۴ - خوش آنکه ره عیش به اغیار گرفتیم شماره ۲۳۵ - به کوی می فروش افتاد راهم شماره ۲۳۶ - چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم شماره ۲۳۷ - از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم شماره ۲۳۸ - روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم شماره ۲۳۹ - چه غم گر در بهاری بوسه ی او نقد جان دادم شماره ۲۴۰ - دل که پیش دوست گوید خون شدم شماره ۲۴۱ - به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم شماره ۲۴۲ - در هجر تو پروای دل زار ندارم شماره ۲۴۳ - پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم شماره ۲۴۴ - کجا اندیشه از چشم بد ایام میکردم؟ شماره ۲۴۵ - چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام شماره ۲۴۷ - کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟ شماره ۲۴۸ - گله تا حشر اگر زیار کنم شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم شماره ۲۵۰ - باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام شماره ۲۵۱ - هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام شماره ۲۵۲ - گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم شماره ۲۵۳ - گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم شماره ۲۵۴ - عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم شماره ۲۵۵ - به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی بینم شماره ۲۵۶ - چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم شماره ۲۵۷ - پیغام تو را گر همه دل بود بریدم شماره ۲۵۸ - چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم شماره ۲۵۹ - کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم شماره ۲۶۰ - جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم شماره ۲۶۱ - چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم شماره ۲۶۲ - با خیالت به مراد دل خود در سخنم شماره ۲۶۳ - تا برده سیه کاری زلف تو زراهم شماره ۲۶۴ - گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم شماره ۲۶۵ - به روی غیر چو نگذاریم که در بندم شماره ۲۶۶ - در خیال تو به افتاده است دل از باده ام شماره ۲۶۷ - پنهان ز مدعی به کناری گرفته ایم شماره ۲۶۸ - امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم شماره ۲۶۹ - دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم شماره ۲۷۰ - از دست دادخواه اگر این است آه من شماره ۲۷۱ - کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من شماره ۲۷۲ - چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من شماره ۲۷۳ - رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران شماره ۲۷۴ - نرسد تیر تو بر پیکر من شماره ۲۷۵ - گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون شماره ۲۷۶ - آه که آخر نماند ای بت دمساز من شماره ۲۷۷ - با جفا جوی او مشکل شود دمساز من شماره ۲۷۸ - مدعی را کرد یار خویشتن شماره ۲۷۹ - همین تا از نگاهی بی قرارم میتوان کردن شماره ۲۸۰ - به زلف او همه دلهای دل فگاران بین شماره ۲۸۱ - ز خاک کویش ای دل گاهگاهی دیده روشن کن شماره ۲۸۲ - کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن شماره ۲۸۳ - چند خونش رود از دیده ی نمناک برون؟ شماره ۲۸۴ - بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او شماره ۲۸۵ - از اشک عاشقان که نماید به کوی تو شماره ۲۸۶ - مقصود دو مدعای من آمد جفای تو شماره ۲۸۷ - غافل است آن که از دلم دل او شماره ۲۸۸ - هر که کند منع من از روی تو شماره ۲۸۹ - شبهای هجر خواب به چشم پر آب کو؟ شماره ۲۹۰ - گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟ شماره ۲۹۱ - در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده شماره ۲۹۲ - کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه شماره ۲۹۳ - دردا که وفا در این زمانه شماره ۲۹۴ - به بند زلف آن دلبر دلم همراه جان مانده شماره ۲۹۵ - یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه شماره ۲۹۶ - نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه شماره ۲۹۷ - ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه شماره ۲۹۸ - از او به یاری بختم امید غمخواری شماره ۲۹۹ - غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی شماره ۳۰۰ - ای صاف تر ترا ز هر آئینه سینه ای شماره ۳۰۱ - آن کز دل خود ندیده باشی شماره ۳۰۲ - با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی شماره ۳۰۳ - یار من یار کسی گشته و دلدار کسی شماره ۳۰۴ - کس ای نا مهربان یاران جانی شماره ۳۰۵ - که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟ شماره ۳۰۶ - هر ساعت الفتی است تو را با جماعتی شماره ۳۰۷ - خضر آب زندگی خواست من وصل یار جانی شماره ۳۰۸ - مکن تکیه زنهار تا میتوانی شماره ۳۰۹ - جاودان داریم در ساغر شراب زندگی شماره ۳۱۰ - از جور او مگر شب هجران شکایتی شماره ۳۱۱ - سپید گشت دو چشمم در انتظار نگاهی شماره ۳۱۲ - یک ره به چشمم آن پری ناید به صد افسونگری شماره ۳۱۳ - خطش مشک تری لعلش نباتی شماره ۳۱۴ - ای در درون سینه زمهرت دفینه ای شماره ۳۱۵ - ز ناتوانی پیری اگر بجان آئی