درباره سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست.
سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید.
کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند.
علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوانها
شماره ۲ - ای ذات تو افتخار دنیا
شماره ۳ - تا سازم آشنایت نا آشنا نگارا
شماره ۴ - از دست دادخواه اگراینست آه ما
شماره ۵ - یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا
شماره ۶ - شعله ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
شماره ۷ - ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
شماره ۸ - دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شبها
شماره ۹ - سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
شماره ۱۰ - نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما
شماره ۱۱ - چون جرم گنه وفاست ما را
شماره ۱۲ - دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما
شماره ۱۳ - دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها
شماره ۱۴ - دانی که چه کردیم متاع دل و دین را؟
شماره ۱۵ - دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟
شماره ۱۶ - بگشای پای ما که کمند وفای تو
شماره ۱۷ - عقده ای از کار ما نگشود لعل یار ما
شماره ۱۸ - مانند من سگی سر کوی حبیب را
شماره ۱۹ - در کویش ای رقیب همین درد بس مرا
شماره ۲۰ - کاش آنکه بر آمیخت به مهرش گل ما را
شماره ۲۱ - ره به این ضعف ار به کوی یار می باید مرا
شماره ۲۲ - افزود جفای بت بیدادگرم را
شماره ۲۳ - گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را
شماره ۲۴ - به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
شماره ۲۵ - ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا
شماره ۲۶ - گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ
شماره ۲۷ - گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان را
شماره ۲۸ - صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را
شماره ۲۹ - تا این دل دیوانه بود عاقله ی ما
شماره ۳۰ - ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟
شماره ۳۱ - سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
شماره ۳۲ - گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
شماره ۳۳ - چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
شماره ۳۴ - رقیب یافته در کوی یار بار امشب
شماره ۳۵ - کرده روی خود به خون دل خضاب
شماره ۳۶ - یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
شماره ۳۷ - روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
شماره ۳۸ - بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
شماره ۳۹ - کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
شماره ۴۰ - از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
شماره ۴۱ - گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
شماره ۴۲ - روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
شماره ۴۳ - ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
شماره ۴۴ - در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست
شماره ۴۵ - گویند که در شرع نبی باده حرام است
شماره ۴۶ - تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست
شماره ۴۷ - از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
شماره ۴۸ - در ره عشق اختیار از دست رفت
شماره ۴۹ - چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت
شماره ۵۰ - بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
شماره ۵۱ - چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تبست؟
شماره ۵۲ - به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
شماره ۵۳ - ندارد تحفه ی جان گر حقارت
شماره ۵۴ - مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
شماره ۵۵ - دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
شماره ۵۶ - اگر این روزگار و این زمانه است
شماره ۵۷ - در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
شماره ۵۸ - چون خیال او زجان مهجور نیست
شماره ۵۹ - فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
شماره ۶۰ - سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
شماره ۶۱ - به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
شماره ۶۲ - آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست
شماره ۶۳ - مدار امید وفا از دلی که کین دانست
شماره ۶۴ - مدعی بی تو در بلای من است
شماره ۶۵ - جز دام توام شکر که جای دگری نیست
شماره ۶۶ - تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست
شماره ۶۷ - نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست
شماره ۶۸ - با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست
شماره ۶۹ - خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت
شماره ۷۰ - گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت
شماره ۷۱ - آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من است
شماره ۷۲ - تا صحبت یار دلنواز است
شماره ۷۳ - بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت
شماره ۷۴ - زاهل امتحان کس در میان نیست
شماره ۷۵ - پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات
شماره ۷۶ - چو حاصل است ترا وصل یار حور سرشت
شماره ۷۷ - بر سر رحم آسمان و یار به کین است
شماره ۷۸ - داد چو بر زلف سمن سا شکست
شماره ۷۹ - با غیر ز می پر است جامت
شماره ۸۰ - در دلم خار غم خلیده ی اوست
شماره ۸۱ - گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست
شماره ۸۲ - روشن از شعله ی دل عارض جانانه ی ماست
شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
شماره ۸۴ - بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
شماره ۸۵ - امشب آن شمع شب افروز به کاشانه ی کیست
شماره ۸۶ - خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
شماره ۸۷ - درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست
شماره ۸۸ - جان کیست ندانم که در این شهر برایت
شماره ۸۹ - چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
شماره ۹۰ - ز جور یار و گردون دل غمین است
شماره ۹۱ - در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
شماره ۹۲ - اشک من مانع آه سحری نیست که نیست
شماره ۹۳ - آنرا که زهجر دردناک است
شماره ۹۴ - همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
شماره ۹۵ - حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
شماره ۹۶ - آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
شماره ۹۷ - عشق جانان را به جز ویرانه ی دل خانه نیست
شماره ۹۸ - خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
شماره ۹۹ - به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج
شماره ۱۰۰ - آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج
شماره ۱۰۱ - هر که را در کیش او نهی است راح
شماره ۱۰۲ - ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح
شماره ۱۰۳ - ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟
شماره ۱۰۴ - پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ
شماره ۱۰۵ - فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ
شماره ۱۰۶ - عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
شماره ۱۰۷ - نگیرد تا دلت در دل دری چند
شماره ۱۰۸ - هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
شماره ۱۰۹ - اگر کام من سال و ماهی برآید
شماره ۱۱۰ - با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد
شماره ۱۱۲ - میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد
شماره ۱۱۳ - دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
شماره ۱۱۴ - گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
شماره ۱۱۵ - زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
شماره ۱۱۶ - ساقی بیار باده که ایام دی رسید
شماره ۱۱۷ - هر آن خصمی که با من آسمان کرد
شماره ۱۱۸ - که با آن شاه خوبان شمه ای از حال من گوید
شماره ۱۱۹ - نیند طالب می عاشقان که خوردستند
شماره ۱۲۰ - آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود
شماره ۱۲۱ - هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند
شماره ۱۲۲ - دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
شماره ۱۲۳ - دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود
شماره ۱۲۴ - با من فلک هزار جفا هر زمان کند
شماره ۱۲۵ - نثارت جان کنم گر زر نباشد
شماره ۱۲۶ - چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد
شماره ۱۲۷ - سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
شماره ۱۲۸ - تا زحال دل من دلبر من غافل بود
شماره ۱۲۹ - چون من هر کس که از جان سیر باشد
شماره ۱۳۰ - دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد
شماره ۱۳۱ - هر کجا کو به چنین خط و چنان خال رود
شماره ۱۳۲ - امیدواری من در جهان وصال تو باشد
شماره ۱۳۳ - دانی که از کیم می وصلت به جام بود
شماره ۱۳۴ - کدام تیر بلا ترکش زمانه ندارد
شماره ۱۳۵ - اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد
شماره ۱۳۶ - کو طاقت دیدار گرفتم که تواند
شماره ۱۳۷ - با دل آگه شدم آن شوخ ستم کاره چه کرد
شماره ۱۳۸ - بی بند کجا پای دل من بگذارد
شماره ۱۳۹ - بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند
شماره ۱۴۰ - هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
شماره ۱۴۱ - لب لعلت چو میل باده کند
شماره ۱۴۲ - از من به حذر یار هوسناک نباشد
شماره ۱۴۳ - هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد
شماره ۱۴۴ - خواهم که کسم با خبر از راز نباشد
شماره ۱۴۵ - دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
شماره ۱۴۶ - یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
شماره ۱۴۷ - ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند
شماره ۱۴۸ - دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد
شماره ۱۴۹ - ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد
شماره ۱۵۰ - اگر زین پیش بردستم دلی بود
شماره ۱۵۱ - مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد
شماره ۱۵۲ - مرا مشکل گشا تا دل نباشد
شماره ۱۵۳ - سوی این زهد فروشان بگذر باری چند
شماره ۱۵۴ - بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد
شماره ۱۵۵ - ز آب چشم ماست کز دنبال محمل میرود؟
شماره ۱۵۶ - نتوان شنید وصف رخش را و جان نداد
شماره ۱۵۷ - دانی چه بود عمر گران مایه دمی چند
شماره ۱۵۸ - اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
شماره ۱۵۹ - عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد
شماره ۱۶۰ - اسرار عاشقی ز دلی آشکار شد
شماره ۱۶۱ - این نه خط است که آرایش حسن تو فزود
شماره ۱۶۲ - زین الم در دم مرگم المی بیش نباشد
شماره ۱۶۳ - خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد
شماره ۱۶۴ - نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد
شماره ۱۶۵ - بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد
شماره ۱۶۶ - هر غم که جدا از دل غمگین من آمد
شماره ۱۶۷ - کی ز امتداد روز قیامت حذر کند
شماره ۱۶۸ - تو آن نئی که کسی از غمت هلاک شود
شماره ۱۶۹ - خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد
شماره ۱۷۰ - تا روان اشک من از دیده ی تر خواهد بود
شماره ۱۷۱ - آسمان هر ستمی با من می خواره کند
شماره ۱۷۲ - اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود
شماره ۱۷۳ - چندیست فلک را سر بیداد نباشد
شماره ۱۷۴ - روزی که از سبو به قدح باده خواستند
شماره ۱۷۵ - آن روز که او را غم خونین کفنی بود
شماره ۱۷۶ - روی تو جان فزا لب تو دلفریب شد
شماره ۱۷۷ - دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند
شماره ۱۷۸ - گلی کز آتش غیرت گلاب می سازد
شماره ۱۷۹ - جز اینکه میل جفا و سر ستم دارد
شماره ۱۸۰ - مدعیان در پیم جمله کمین کرده اند
شماره ۱۸۱ - پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود
شماره ۱۸۲ - از دست تست باده بکامم چنان لذیذ
شماره ۱۸۳ - تنها منم نه از همه کس خاکسارتر
شماره ۱۸۴ - از بس گرفته خو بخیالت دل صبور
شماره ۱۸۵ - آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
شماره ۱۸۶ - کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
شماره ۱۸۷ - بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
شماره ۱۸۸ - دلش از عشق خون به سینه نگر
شماره ۱۸۹ - مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
شماره ۱۹۰ - از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز
شماره ۱۹۱ - جدا کرد از منت بخت بد امروز
شماره ۱۹۲ - صباح عید صیام است ساقیا برخیز
شماره ۱۹۳ - سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس
شماره ۱۹۴ - ز دوری تو نمردم همین گناهم بس
شماره ۱۹۵ - ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس
شماره ۱۹۶ - هر که دید آن گل عارض مژه ی خون بارش
شماره ۱۹۷ - تا پیر می فروش چه آمد سعادتش
شماره ۱۹۸ - آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
شماره ۱۹۹ - چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش
شماره ۲۰۰ - به راهی می کشد عشقم که پیدا نیست پایانش
شماره ۲۰۱ - خوشا آن روزگار خوش که با من بود یاری خوش
شماره ۲۰۲ - نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش
شماره ۲۰۳ - اگر ز آمیزش اغیار نبود یار من عارش
شماره ۲۰۴ - گر خواهی ای صبا خبری خوش رسانیش
شماره ۲۰۵ - نه همین ز شرم در بر نکشیدهام هنوزش
شماره ۲۰۶ - به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
شماره ۲۰۷ - ز چشم غیر پوشیدم جمالش
شماره ۲۰۸ - بس آنجا رفته بر خاک آرزویش
شماره ۲۰۹ - اگر با غیر خواهم سر گرانش
شماره ۲۱۰ - روزی که یکی شیفته آمد به کمندش
شماره ۲۱۱ - تا نئی از قید جان و تن خلاص
شماره ۲۱۲ - رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض
شماره ۲۱۳ - بهر بر چیدن چو چیدند این بساط
شماره ۲۱۴ - بلبل به چمن چنان کند حظ
شماره ۲۱۵ - چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع
شماره ۲۱۶ - یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
شماره ۲۱۷ - ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
شماره ۲۱۸ - بار در بزم وصال تو شب تار فراق
شماره ۲۱۹ - خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
شماره ۲۲۰ - زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
شماره ۲۲۱ - خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
شماره ۲۲۲ - هر عهد به هر کسی که بستم
شماره ۲۲۳ - ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
شماره ۲۲۴ - از تغافل یا تو را با خویش مایل می کنم
شماره ۲۲۵ - گرز آن که فغانی ز دل زار برآرم
شماره ۲۲۶ - چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم
شماره ۲۲۷ - آمد ز درو داد به کف جام شرابم
شماره ۲۲۸ - در عشق چو باید که به ناچار بمیرم
شماره ۲۲۹ - دل صید کمند تست جان هم
شماره ۲۳۰ - خواهم اگر به کوی تو خاکی به سر کنم
شماره ۲۳۱ - بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم
شماره ۲۳۲ - چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم
شماره ۲۳۳ - این چه دام است ندانم که در آن افتادم؟!
شماره ۲۳۴ - خوش آنکه ره عیش به اغیار گرفتیم
شماره ۲۳۵ - به کوی می فروش افتاد راهم
شماره ۲۳۶ - چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
شماره ۲۳۷ - از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
شماره ۲۳۸ - روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم
شماره ۲۳۹ - چه غم گر در بهاری بوسه ی او نقد جان دادم
شماره ۲۴۰ - دل که پیش دوست گوید خون شدم
شماره ۲۴۱ - به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم
شماره ۲۴۲ - در هجر تو پروای دل زار ندارم
شماره ۲۴۳ - پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم
شماره ۲۴۴ - کجا اندیشه از چشم بد ایام میکردم؟
شماره ۲۴۵ - چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
شماره ۲۴۷ - کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
شماره ۲۴۸ - گله تا حشر اگر زیار کنم
شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم
شماره ۲۵۰ - باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام
شماره ۲۵۱ - هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام
شماره ۲۵۲ - گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم
شماره ۲۵۳ - گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم
شماره ۲۵۴ - عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم
شماره ۲۵۵ - به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی بینم
شماره ۲۵۶ - چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم
شماره ۲۵۷ - پیغام تو را گر همه دل بود بریدم
شماره ۲۵۸ - چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم
شماره ۲۵۹ - کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم
شماره ۲۶۰ - جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
شماره ۲۶۱ - چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم
شماره ۲۶۲ - با خیالت به مراد دل خود در سخنم
شماره ۲۶۳ - تا برده سیه کاری زلف تو زراهم
شماره ۲۶۴ - گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
شماره ۲۶۵ - به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
شماره ۲۶۶ - در خیال تو به افتاده است دل از باده ام
شماره ۲۶۷ - پنهان ز مدعی به کناری گرفته ایم
شماره ۲۶۸ - امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
شماره ۲۶۹ - دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
شماره ۲۷۰ - از دست دادخواه اگر این است آه من
شماره ۲۷۱ - کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من
شماره ۲۷۲ - چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
شماره ۲۷۳ - رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
شماره ۲۷۴ - نرسد تیر تو بر پیکر من
شماره ۲۷۵ - گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون
شماره ۲۷۶ - آه که آخر نماند ای بت دمساز من
شماره ۲۷۷ - با جفا جوی او مشکل شود دمساز من
شماره ۲۷۸ - مدعی را کرد یار خویشتن
شماره ۲۷۹ - همین تا از نگاهی بی قرارم میتوان کردن
شماره ۲۸۰ - به زلف او همه دلهای دل فگاران بین
شماره ۲۸۱ - ز خاک کویش ای دل گاهگاهی دیده روشن کن
شماره ۲۸۲ - کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
شماره ۲۸۳ - چند خونش رود از دیده ی نمناک برون؟
شماره ۲۸۴ - بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او
شماره ۲۸۵ - از اشک عاشقان که نماید به کوی تو
شماره ۲۸۶ - مقصود دو مدعای من آمد جفای تو
شماره ۲۸۷ - غافل است آن که از دلم دل او
شماره ۲۸۸ - هر که کند منع من از روی تو
شماره ۲۸۹ - شبهای هجر خواب به چشم پر آب کو؟
شماره ۲۹۰ - گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
شماره ۲۹۱ - در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
شماره ۲۹۲ - کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه
شماره ۲۹۳ - دردا که وفا در این زمانه
شماره ۲۹۴ - به بند زلف آن دلبر دلم همراه جان مانده
شماره ۲۹۵ - یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه
شماره ۲۹۶ - نمیدانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه
شماره ۲۹۷ - ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه
شماره ۲۹۸ - از او به یاری بختم امید غمخواری
شماره ۲۹۹ - غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
شماره ۳۰۰ - ای صاف تر ترا ز هر آئینه سینه ای
شماره ۳۰۱ - آن کز دل خود ندیده باشی
شماره ۳۰۲ - با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی
شماره ۳۰۳ - یار من یار کسی گشته و دلدار کسی
شماره ۳۰۴ - کس ای نا مهربان یاران جانی
شماره ۳۰۵ - که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟
شماره ۳۰۶ - هر ساعت الفتی است تو را با جماعتی
شماره ۳۰۷ - خضر آب زندگی خواست من وصل یار جانی
شماره ۳۰۸ - مکن تکیه زنهار تا میتوانی
شماره ۳۰۹ - جاودان داریم در ساغر شراب زندگی
شماره ۳۱۰ - از جور او مگر شب هجران شکایتی
شماره ۳۱۱ - سپید گشت دو چشمم در انتظار نگاهی
شماره ۳۱۲ - یک ره به چشمم آن پری ناید به صد افسونگری
شماره ۳۱۳ - خطش مشک تری لعلش نباتی
شماره ۳۱۴ - ای در درون سینه زمهرت دفینه ای
شماره ۳۱۵ - ز ناتوانی پیری اگر بجان آئی