هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس تنهایی و جدایی از معشوق سخن می‌گوید. او از درد فراق و بی‌کسی شکایت دارد و به یاری معشوق امید بسته است. همچنین، از بی‌وفایی دنیا و گذرا بودن آن می‌نالد و تنها وفاداری را در عشق معشوق می‌یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۳ - دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها

دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها
چو بلبلی به قفس از هم آشیان تنها ۱

به یاری تو کنونم کشد خوشا وقتی
که بود دشمن جان من آسمان تنها ۲

اگر به کشتن خلق جهان چنان کوشی
همین تو جان جهان مانی و جهان تنها ۳

صداقت دگرش هست جز دمیدن خط
گل مرا نبود موسم خزان تنها ۴

زخاک کوی تو هم یافتم چو یافت (سحاب)
همین نیافت خضر عمر جاودان تنها ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲ - دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - دانی که چه کردیم متاع دل و دین را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.