هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و درد فراق است. شاعر از روزگار سخت و زمانه ناسازگار شکایت می‌کند و آرزوی وصال معشوق را دارد. او از دل‌های پریشان و اسرار عشق سخن می‌گوید و راه عشق را بی‌کران توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به دنبال حیات جاودانه از لب معشوق است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۵۶ - اگر این روزگار و این زمانه است

اگر این روزگار و این زمانه است
به عالم قصه ی راحت فسانه است ۱

به من دارد گمان نیم جانی
به قاصد مژده ی وصلم بهانه است ۲

به کنج دام او جایی که هرگز
نمی آید به یادم آشیانه است ۳

دل خلقی از آن زلف پریشان
پریشان همچو زلف او ز شانه است ۴

نگردد صید صیادی دل من
مگر کز زلف و خالش دام و دانه است ۵

نه هر دل واقف از اسرار عشق است
نه این در هر صدف را در میانه است ۶

چو بشکافی درون صد صدف را
یکی را در میان دری یگانه است ۷

زبانی نیست تا رازم کند فاش
ولی ز آه درونم صد زبانه است ۸

در این ره کی رسد بارم به منزل
که راه عشق راهی بیکرانه است ۹

(سحاب) از چشمه ی حیوان خضر را
مرا ز آن لب حیات جاودانه است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵ - دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.