هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که جز در دام عشق او جایی ندارد. او از رنجهای عشق و ضرورت پذیرش آن میگوید و اشاره میکند که عشق واقعی بدون دردسر نیست. همچنین، شاعر به تنهایی و عزلت به عنوان راهی امن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶۵ - جز دام توام شکر که جای دگری نیست
جز دام توام شکر که جای دگری نیست
ور هست مرا جای دگر بال و پری نیست ۱
می نوش چه اندیشه ات از رنج خمار است
آن عیش کدام است که بی دردسری نیست ۲
ضدند نکویی و وفا ورنه که دیده است
هرگز پدری را که بفکر پسری نیست ۳
دانم اگر این است مرا قوت پرواز
وقتی که بگلشن رسم از گل خبری نیست ۴
از لعل شکر بار مرا هیچ نصیبی
غیر از لب خشکی و جز از چشم تری نیست ۵
دانی که زهم عشق و هوس کی بشناسی
روزی که در آن کوی بجز من دگری نیست ۶
بگذار قدم همچو (سحاب) ای دل گمراه
پا در ره عزلت که در آن ره خطری نیست ۷
ور هست مرا جای دگر بال و پری نیست ۱
می نوش چه اندیشه ات از رنج خمار است
آن عیش کدام است که بی دردسری نیست ۲
ضدند نکویی و وفا ورنه که دیده است
هرگز پدری را که بفکر پسری نیست ۳
دانم اگر این است مرا قوت پرواز
وقتی که بگلشن رسم از گل خبری نیست ۴
از لعل شکر بار مرا هیچ نصیبی
غیر از لب خشکی و جز از چشم تری نیست ۵
دانی که زهم عشق و هوس کی بشناسی
روزی که در آن کوی بجز من دگری نیست ۶
بگذار قدم همچو (سحاب) ای دل گمراه
پا در ره عزلت که در آن ره خطری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - مدعی بی تو در بلای من است
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.