هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناراحتی و دل‌تنگی خود از جفای یار و روزگار می‌گوید. او احساس می‌کند که نه یار به او مهربانی می‌کند و نه روزگار با او همراه است. شاعر از ظلم و ستم یار شکایت دارد و بیان می‌کند که هر کسی از بیداد او گریبان‌گیر شده است. او همچنین به زیبایی‌های یار اشاره می‌کند، مانند ابروهای کمانی و لب‌های شیرینش، اما این زیبایی‌ها همراه با رنج و زخم دل هستند. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که اگر لذتی در دنیا وجود دارد، همین است که با همه رنج‌ها همراه است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۹۰ - ز جور یار و گردون دل غمین است

ز جور یار و گردون دل غمین است
که نه آن مهربان با من نه این است ۱

به هر دستی ز بیدادت گریبان
به هر چشمی ز جورت آستین است ۲

ز مستی آنچه معلومم شد این بود
که گر عیشی به عالم هست این است ۳

ز زخم دل توان دانست کان را
بت ابرو کمانی در کمین است ۴

لبش را از جواب تلخ افسوس
که زهر قاتل اندر انگبین است ۵

حریق شعله ی آه من افلاک
غریق موجه ی اشکم زمین است ۶

زلعل یار گوهر باری آموخت
(سحاب) از خرمن او خوشه چین است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹ - چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.