هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق میگوید و از جفاهای او شکایت میکند. او بیان میکند که چگونه عاشقانه به معشوق دل بسته و از دیگران روی گردانده است، اما اکنون از جفای معشوق رنج میبرد. شاعر همچنین به زیبایی و تأثیر معشوق اشاره میکند و آرزو میکند که مانند لب سرخ و موهای سیاه معشوق باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و شکایت ممکن است نیاز به درک عاطفی بالاتری داشته باشد.
شماره ۸۹ - چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
شدم هلاک وز غیرت نخواستم ز خدایت ۱
به من ز ترک جفایت کنون که بر سر رحمی
همان رسد که در آغاز عاشقی ز جفایت ۲
مرا چه سود که کاهد جدا ز لعل توام جان
که جان به جسم فزاید زلعل روح فزایت ۳
زوال حسن تو خواهیم یا وفای تو اما
تو آن کسی که نه نفرین اثر کند نه دعایت ۴
خوش آنکه همچو لب سرخ و گیسوان سیاهت
مئی کشیده ز دستت سری نهاده بپایت ۵
شدم هلاک وز غیرت نخواستم ز خدایت ۱
به من ز ترک جفایت کنون که بر سر رحمی
همان رسد که در آغاز عاشقی ز جفایت ۲
مرا چه سود که کاهد جدا ز لعل توام جان
که جان به جسم فزاید زلعل روح فزایت ۳
زوال حسن تو خواهیم یا وفای تو اما
تو آن کسی که نه نفرین اثر کند نه دعایت ۴
خوش آنکه همچو لب سرخ و گیسوان سیاهت
مئی کشیده ز دستت سری نهاده بپایت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - جان کیست ندانم که در این شهر برایت
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - ز جور یار و گردون دل غمین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.