هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنج هجران، بیعدالتی و اندوه سخن میگوید. شاعر از درد دوری معشوق، بیگناهی و انتظار کشیدن در راه عشق مینالد و گاهی به مصلحتاندیشی و رقابت اشاره میکند. همچنین، از تأثیرات ویرانگر غم و هجران بر زندگی خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیعدالتی و رنج هجران ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۱ - هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند
هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند
چون رسد نوبت بمن اندیشه از محشر کند ۱
سالها کردیم بر کوی تو در سر خاکها
تا که در کوی تو دیگر خاک ما بر سر کند ۲
قوت یک آه دارد دل نمیداند کز آن
چاره ی بیداد آن یا کینه ی اختر کند ۳
دست هجران تواش در بر کند صد جامه چاک
هر که روزی خلعت وصل ترا در بر کند ۴
پر بود چون ساغر من دایم از خون جگر
بعد مردن دگر کسی خاک مرا ساغر کند ۵
گاهی از وارستگی حرفی برای مصلحت
با رقیبان گویم و ترسم که او باور کند ۶
آتش غم صرصر هجرش کند با من (سحاب)
آنچه آتش با گیا صرصر به خاکستر کند ۷
چون رسد نوبت بمن اندیشه از محشر کند ۱
سالها کردیم بر کوی تو در سر خاکها
تا که در کوی تو دیگر خاک ما بر سر کند ۲
قوت یک آه دارد دل نمیداند کز آن
چاره ی بیداد آن یا کینه ی اختر کند ۳
دست هجران تواش در بر کند صد جامه چاک
هر که روزی خلعت وصل ترا در بر کند ۴
پر بود چون ساغر من دایم از خون جگر
بعد مردن دگر کسی خاک مرا ساغر کند ۵
گاهی از وارستگی حرفی برای مصلحت
با رقیبان گویم و ترسم که او باور کند ۶
آتش غم صرصر هجرش کند با من (سحاب)
آنچه آتش با گیا صرصر به خاکستر کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.