هوش مصنوعی:
متن بالا از زبان شاعری است که از ریا و زهد فروشی اطرافیان شکایت دارد و از دردها و رنجهای خود میگوید. او از بیعدالتی و جفای دیگران نالیده و احساس تنهایی و دلآزردگی خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و غمانگیز ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۵۳ - سوی این زهد فروشان بگذر باری چند
سوی این زهد فروشان بگذر باری چند
سجه ای بدل ساز به زناری چند ۱
همچو گل سرزده از برگ گلش خاری چند
لیک خاری که بود غیرت گلزاری چند ۲
می کشیدیم یکی ناله ی مستانه اگر
بود گوش همه کس محرم اسراری چند ۳
باغبانان گر از اینگونه جفاساز کنند
نگذارند به مار خنه ی دیواری چند ۴
ما در اندیشه که از ما بود این سیر و سکون
غافلیم از اثر ثابت و سیاری چند ۵
نیست اندیشه ای از ناوک بیداد سپهر
سینه ای را که بود آه شررباری چند ۶
خلقی آسوده درین شهر و مرا هست (سحاب)
دل زاری و گرفتار دل آزاری چند ۷
سجه ای بدل ساز به زناری چند ۱
همچو گل سرزده از برگ گلش خاری چند
لیک خاری که بود غیرت گلزاری چند ۲
می کشیدیم یکی ناله ی مستانه اگر
بود گوش همه کس محرم اسراری چند ۳
باغبانان گر از اینگونه جفاساز کنند
نگذارند به مار خنه ی دیواری چند ۴
ما در اندیشه که از ما بود این سیر و سکون
غافلیم از اثر ثابت و سیاری چند ۵
نیست اندیشه ای از ناوک بیداد سپهر
سینه ای را که بود آه شررباری چند ۶
خلقی آسوده درین شهر و مرا هست (سحاب)
دل زاری و گرفتار دل آزاری چند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - مرا مشکل گشا تا دل نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.