هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و ناامیدیهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد دل، بیتوجهی معشوق، و بیثمری عشق خود مینالد. همچنین، اشاراتی به زیبایی معشوق و مقایسههای شاعرانه مانند سرو و تذرو دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۵۲ - مرا مشکل گشا تا دل نباشد
مرا مشکل گشا تا دل نباشد
ز دل کارم چنین مشکل نباشد ۱
ز شرم قاتلم هر کشته ی را
به محشر شکوه از قاتل نباشد ۲
بگوئید آنکه غافل شد زحالم
ز آه غافلم غافل نباشد ۳
سزد با سرو من پای تذروی
به گل از سر و پا در گل نباشد ۴
ز خط حسنش نشد زایل بگو دل
در این اندیشه ی باطل نباشد ۵
(سحاب) آن را که تخم مهری افشاند
بجز بیحاصلی حاصل نباشد ۶
ز دل کارم چنین مشکل نباشد ۱
ز شرم قاتلم هر کشته ی را
به محشر شکوه از قاتل نباشد ۲
بگوئید آنکه غافل شد زحالم
ز آه غافلم غافل نباشد ۳
سزد با سرو من پای تذروی
به گل از سر و پا در گل نباشد ۴
ز خط حسنش نشد زایل بگو دل
در این اندیشه ی باطل نباشد ۵
(سحاب) آن را که تخم مهری افشاند
بجز بیحاصلی حاصل نباشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - سوی این زهد فروشان بگذر باری چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.