هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، انتظار و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از جفای معشوق و نرسیدن به وصال او گلایه دارد، اما همچنان امیدوار است. همچنین، اشارهای به گذر زمان و انتظار برای دیدار دوباره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبیات کلاسیک نیاز دارند.
شماره ۱۸۶ - کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
بر تو یابد اگر غیر بار بار دگر ۱
من از جفای تو در کار جان سپردن و تو
هنوز بهر هلاکم به فکر کار دگر ۲
امید من ز تو امشب روا نشد گویا
بود به راه تو چشم امیدوار دگر ۳
اجل رسیده و وصل تو باز می طلبم
من انتظار تو دارم تو انتظار دگر ۴
به بزم وصل شبی بارده مرازان پیش
که نخل حسن تو آرد به بار بار دگر ۵
چنین سیه نکنی روز من اگر دانی
که داری از پی امروز روزگار دگر ۶
(سحاب) را به سگانش چه نسبت است کزو
بقدر خود طلبد هر کس اعتبار دگر ۷
بر تو یابد اگر غیر بار بار دگر ۱
من از جفای تو در کار جان سپردن و تو
هنوز بهر هلاکم به فکر کار دگر ۲
امید من ز تو امشب روا نشد گویا
بود به راه تو چشم امیدوار دگر ۳
اجل رسیده و وصل تو باز می طلبم
من انتظار تو دارم تو انتظار دگر ۴
به بزم وصل شبی بارده مرازان پیش
که نخل حسن تو آرد به بار بار دگر ۵
چنین سیه نکنی روز من اگر دانی
که داری از پی امروز روزگار دگر ۶
(سحاب) را به سگانش چه نسبت است کزو
بقدر خود طلبد هر کس اعتبار دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.