هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای معشوق و تأثیر نگاه او بر زندگی عاشق اشاره میکند. همچنین، مفاهیمی مانند وصال، عشق، و قدرت الهی در آن مطرح شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۹۸ - آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
گو بیا و بنگر چون خضر اینک زلبش ۱
هر که را از نگه این می کشد آن زنده کند
چشم او کرده فزون رونق بازار لبش ۲
نبود در دلم اندیشه ای از روز وصال
زان که تا روز قیامت نشود روز شبش ۳
ثانی نقش تو بر صفحه ی هستی نکشید
کلک قدرت که کشد این همه نقش عجبش ۴
شربت وصل علاج آمده با داروی مرگ
خسته ای را که بود زآتش عشق تو تبش ۵
تازه نخلی است قدش در چمن حسن (سحاب)
لیک نخلی که دهد چاشنی جان رطبش ۶
گو بیا و بنگر چون خضر اینک زلبش ۱
هر که را از نگه این می کشد آن زنده کند
چشم او کرده فزون رونق بازار لبش ۲
نبود در دلم اندیشه ای از روز وصال
زان که تا روز قیامت نشود روز شبش ۳
ثانی نقش تو بر صفحه ی هستی نکشید
کلک قدرت که کشد این همه نقش عجبش ۴
شربت وصل علاج آمده با داروی مرگ
خسته ای را که بود زآتش عشق تو تبش ۵
تازه نخلی است قدش در چمن حسن (سحاب)
لیک نخلی که دهد چاشنی جان رطبش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - تا پیر می فروش چه آمد سعادتش
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.