هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و مستی و بیخودی سخن میگوید. او از معشوقهای ترک یاد میکند که با آمدنش، شاعر را از خواب بیدار کرده و عقلش را به سرعت از دست داده است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقه و تأثیرات عمیق او بر دلش سخن میگوید و از شراب و شمع و شاهد به عنوان نمادهایی از عشق و مستی یاد میکند. در نهایت، شاعر از شکستن توبه و بازگشت به عشق و مستی میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و مستی نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۲۸۱ - چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
مرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمد ۱
به صد شتاب برون رفت عقل جامه به دندان
چو دید دیده که آن بت به صد شتاب درآمد ۲
چو زلف او دل پر تاب من ببرد به غارت
ز زلف او به دل من هزار تاب درآمد ۳
خراب گشتم و بیخود اگر چه باده نخوردم
چو ترک من ز سر بیخودی خراب درآمد ۴
نهاد شمع و شرابی که شیشه شعله زد از وی
چو باد خورد چو آتش به کار آب درآمد ۵
شراب و شاهد و شمع من و ز گوشهٔ مجلس
همی نسیم گل و نور ماهتاب درآمد ۶
شکست توبهٔ سنگینم آبگینه چنان خوش
کزان خوشی به دل من صد اضطراب درآمد ۷
چو توبهٔ من بی دل شکستی ای بت دلبر
نمک بده ز لبت کز دلم کباب درآمد ۸
بیار باده و زلفت گره مزن به ستیزه
که فتنه از گره زلف تو ز خواب درآمد ۹
شراب نوش که از سرخی رخ چو گل تو
هزار زردی خجلت به آفتاب درآمد ۱۰
که مینماید عطار را رهی که گریزد
که همچو سیل ز هر سو نبید ناب درآمد ۱۱
مرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمد ۱
به صد شتاب برون رفت عقل جامه به دندان
چو دید دیده که آن بت به صد شتاب درآمد ۲
چو زلف او دل پر تاب من ببرد به غارت
ز زلف او به دل من هزار تاب درآمد ۳
خراب گشتم و بیخود اگر چه باده نخوردم
چو ترک من ز سر بیخودی خراب درآمد ۴
نهاد شمع و شرابی که شیشه شعله زد از وی
چو باد خورد چو آتش به کار آب درآمد ۵
شراب و شاهد و شمع من و ز گوشهٔ مجلس
همی نسیم گل و نور ماهتاب درآمد ۶
شکست توبهٔ سنگینم آبگینه چنان خوش
کزان خوشی به دل من صد اضطراب درآمد ۷
چو توبهٔ من بی دل شکستی ای بت دلبر
نمک بده ز لبت کز دلم کباب درآمد ۸
بیار باده و زلفت گره مزن به ستیزه
که فتنه از گره زلف تو ز خواب درآمد ۹
شراب نوش که از سرخی رخ چو گل تو
هزار زردی خجلت به آفتاب درآمد ۱۰
که مینماید عطار را رهی که گریزد
که همچو سیل ز هر سو نبید ناب درآمد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰ - سرمست به بوستان برآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲ - نگارم دوش شوریده درآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.