هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر طبیعت مانند گل‌ها، ستارگان و خورشید، زیبایی معشوق خود را توصیف می‌کند. او از احساسات خود در مواجهه با این زیبایی سخن می‌گوید و تأثیرات عمیق آن را بر روح و جان خود بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

غزل ۲۸۰ - سرمست به بوستان برآمد

سرمست به بوستان برآمد
از سرو و ز گل فغان برآمد ۱

با حسن نظارهٔ رخش کرد
هر گل که ز بوستان برآمد ۲

نرگس چو بدید چشم مستش
مخمور ز گلستان برآمد ۳

چون لاله فروغ روی او یافت
دلسوخته شد ز جان برآمد ۴

سوسن چو ز بندگی او گفت
آزاده و ده زبان برآمد ۵

بگذشت به کاروان چو یوسف
فریاد ز کاروان برآمد ۶

از شیرینی خندهٔ اوست
هر شور که از جهان برآمد ۷

وز سر تیزی غمزهٔ اوست
هر تیر که از کمان برآمد ۸

کردم شکری طلب ز تنگش
از شرم رخش چنان برآمد ۹

کز روی چو گلستانش گویی
صد دستهٔ ارغوان برآمد ۱۰

خورشید رخ ستاره ریزش
از کنگرهٔ عیان برآمد ۱۱

از یک یک ذرهٔ دو عالم
ماهی مه از آسمان برآمد ۱۲

در خود نگریستم بدان نور
نقشیم به امتحان برآمد ۱۳

یک موی حجاب در میان بود
چون موی تنم از آن برآمد ۱۴

در حقه مکن مرا که کارم
زان حقهٔ درفشان برآمد ۱۵

از هر دو جهان کناره کردم
اندوه تو از میان برآمد ۱۶

هر مرغ که کرد وصفت آغاز
آواره ز آشیان برآمد ۱۷

زیرا که به وصفت از دو عالم
آوازهٔ بی نشان برآمد ۱۸

در وصف تو شد فرید خیره
وز دانش و از بیان برآمد ۱۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.