هوش مصنوعی:
شاعر از خداوند و معشوق خود میخواهد که به او رحم کنند و از آزار و جفا دست بردارند. او از درد هجران و رنج عشق شکایت میکند و التماس میکند که مورد لطف و وفا قرار گیرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و درخواستهای روحانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی و عاشقانه سنتی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶ - رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را ۱
زین بیش نماندست مرا طاقت هجران
آخر نظری کن به من از لطف خدا را ۲
یک شب ز سر لطف تو بر وعده وفا کن
زین بیش میازار دل خسته ی ما را ۳
از بس که جفا بر من بیچاره پسندی
بر بنده ببخشود ز جورت دل خارا ۴
دردی ز غمت بر دل رنجور ضعیفست
زنهار مکن دور ازین درد دوا را ۵
سلطان جهانی و من از خیل گدایان
بنواز زمانی ز سر لطف گدا را ۶
یک روز وفا کن به خلاف ای بت دلخواه
باشد که بگویند به سر برد وفا را ۷
از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را ۱
زین بیش نماندست مرا طاقت هجران
آخر نظری کن به من از لطف خدا را ۲
یک شب ز سر لطف تو بر وعده وفا کن
زین بیش میازار دل خسته ی ما را ۳
از بس که جفا بر من بیچاره پسندی
بر بنده ببخشود ز جورت دل خارا ۴
دردی ز غمت بر دل رنجور ضعیفست
زنهار مکن دور ازین درد دوا را ۵
سلطان جهانی و من از خیل گدایان
بنواز زمانی ز سر لطف گدا را ۶
یک روز وفا کن به خلاف ای بت دلخواه
باشد که بگویند به سر برد وفا را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - تو سر بر من گران داری نگارا
گوهر بعدی:شماره ۷ - ز دل کردی فراموشم تو یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.