هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراموشی و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و درد عشق و دلتنگی را بیان میکند. او از معشوق میخواهد که به درمان دردش بپردازد و از بیوفایی و سنگدلی معشوق گله میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که عشق معشوق برایش مانند کیمیا است و جهان در برابر این عشق ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند درد عشق و بیوفایی برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۷ - ز دل کردی فراموشم تو یارا
ز دل کردی فراموشم تو یارا
مگر عادت چنین باشد شما را ۱
ز شوق نقطه ی خالت چو پرگار
چرا سرگشته می داری تو ما را ۲
بترس از آه زار دردمندان
که تأثیری بود بی شک دعا را ۳
طبیب من تویی رنجور عشقم
به جان و دل همی جویم دوا را ۴
به درد دل گرفتارم ولیکن
به درمان می دهی ما را مدارا ۵
بگو کی غم خورد سلطان حسنش
به لب گر جان رسد هر دم گدا را ۶
ندارد مهربانی آن ستمگر
مگر دارد دلی از سنگ خارا ۷
اگر در راه عشقش خاک گردم
بگو آخر چه نقصان کیمیا را ۸
جهان پیشم ندارد اعتباری
که با کس کی به سر برد او وفا را ۹
مگر عادت چنین باشد شما را ۱
ز شوق نقطه ی خالت چو پرگار
چرا سرگشته می داری تو ما را ۲
بترس از آه زار دردمندان
که تأثیری بود بی شک دعا را ۳
طبیب من تویی رنجور عشقم
به جان و دل همی جویم دوا را ۴
به درد دل گرفتارم ولیکن
به درمان می دهی ما را مدارا ۵
بگو کی غم خورد سلطان حسنش
به لب گر جان رسد هر دم گدا را ۶
ندارد مهربانی آن ستمگر
مگر دارد دلی از سنگ خارا ۷
اگر در راه عشقش خاک گردم
بگو آخر چه نقصان کیمیا را ۸
جهان پیشم ندارد اعتباری
که با کس کی به سر برد او وفا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
گوهر بعدی:شماره ۸ - اسباب جهان نیست میسّر دل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.