هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه وجود معشوق، جهان را برایش بهشتی می‌سازد. او از درد فراق و اشک‌هایش می‌گوید و این که نمی‌تواند از عشق معشوق بگریزد. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و تجربه‌ی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۲ - دیده در آب روان و لب کشتست مرا

دیده در آب روان و لب کشتست مرا
با رخ دوست جهان باغ بهشتست مرا ۱

ترک جوی و لب دلجوی نمی یارم گفت
چه توان کرد چو این طبع و سرشتست مرا ۲

سرگذشتم ز غمت دوش ندانی که چه بود
آب چشم از سرم ای دوست گذشتست مرا ۳

مژه برهم نتوانم زدن اندر شب هجر
که وصال تو در این دیده نشستست مرا ۴

روی بنمای به جان تو که اندر شب تار
رخ زیبای تو مانند فرشتست مرا ۵

چون توانم حذر از مهر تو کردن جانا
آیت عشق تو بر سر چو نبشتست مرا ۶

گفتمش خرده به خردان غمت بیش مگیر
گفت تدبیر چه؟ چون خوی درشتست مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱ - مرا ز دیده و دل دور کرد یار چرا
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - تا که دل مایل آن سرو روانست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.