هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق یار خود سخن میگوید. او از درد دل رمیده، فراق یار، و وفاداری به معشوق صحبت میکند و از ناصحان و عاقلانی که پند میدهند ولی او را درک نمیکنند، گله میکند. شاعر همچنین از جفاهای معشوق و عشق بیپایان خود میگوید و در نهایت، آرزوی وصال را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱ - نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده را
نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده را
باد به گوش او رسان حال دل رمیده را ۱
از من دل رمیده گو ای بت دلستان من
بار فراق تو شکست پشت دل خمیده را ۲
گفت به ترک ما بگو ورنه سرت به سر شود
ترک بگو که چون کنم؟ یار به جان گزیده را ۳
گفت لبم گزیده ای من نگزم بجز شکر
بار دگر به ما نما آن شکر گزیده را ۴
پند دهند ناصحان بند نهند عاقلان
نیست نصیحتش قبول جامه جان دریده را ۵
چون نکشم عنای تو چون نبرم جفای تو
چاره ز جور چون بود بنده زر خریده را ۶
دزد زند به کاروان مال برد ز ساربان
غم چه برد ازین و آن مرد ره جریده را ۷
جان منست لعل تو زود رسان بدان مرا
گفت چه حاصل ای جهان جان به لب رسیده را ۸
در هوس وصال تو مرغ دلم هوا گرفت
کیست که با تن آورد مرغ دل پریده را ۹
باد به گوش او رسان حال دل رمیده را ۱
از من دل رمیده گو ای بت دلستان من
بار فراق تو شکست پشت دل خمیده را ۲
گفت به ترک ما بگو ورنه سرت به سر شود
ترک بگو که چون کنم؟ یار به جان گزیده را ۳
گفت لبم گزیده ای من نگزم بجز شکر
بار دگر به ما نما آن شکر گزیده را ۴
پند دهند ناصحان بند نهند عاقلان
نیست نصیحتش قبول جامه جان دریده را ۵
چون نکشم عنای تو چون نبرم جفای تو
چاره ز جور چون بود بنده زر خریده را ۶
دزد زند به کاروان مال برد ز ساربان
غم چه برد ازین و آن مرد ره جریده را ۷
جان منست لعل تو زود رسان بدان مرا
گفت چه حاصل ای جهان جان به لب رسیده را ۸
در هوس وصال تو مرغ دلم هوا گرفت
کیست که با تن آورد مرغ دل پریده را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - ای رخت آیینه ی لطف خدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.