هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد هجران و اشتیاق به معشوق است. شاعر از باد صبحدم می‌پرسد که حال یارش چگونه است و آیا یار به یاد او هست یا نه. او از بی‌وفایی و ستم معشوق شکایت می‌کند و از عشق و دل‌باختگی خود می‌گوید. شاعر همچنین از روشنی‌بخش بودن حضور معشوق و مستی ناشی از عشق او سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۲۸ - ای باد صبحدم چه خبر از نگار ما

ای باد صبحدم چه خبر از نگار ما
چونست حال آن صنم گلعذار ما ۱

باشد عنایتش به سوی خستگان هجر
یا دارد او فراغتی از روزگار ما ۲

بربود دل ز دستم و درپای غم فکند
رحمی نکرد بر دل مسکین زار ما ۳

از من بگو به یار ستمگر که بیش از این
در آب و آتشیم، مده انتظار ما ۴

کاشانه ی دلم ز جمال تو روشن است
شمع میان جمع تویی در دیار ما ۵

ماییم سر نهاده به پای غمت مدام
شادان نشسته سرو قدت در کنار ما ۶

خوش بود با وصال توام روزگار دل
بربود روزگار تو را از کنار ما ۷

مخمور باده ی لب لعلم چه کم شود
گر بشکنی ز نرگس مستت خمار ما ۸

من خاک راه عشق تو گشتم ز جان و دل
بر خاطر تو گر ننشیند غبار ما ۹

ما شیرگیر باده به یاد لبش شدیم
با چشم آهوانه بگشت او شکار ما ۱۰

قلبیم راستی به غم عشق در جهان
مشکن ز روی لطف خدا را عیار ما ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷ - ناگهان از در درآمد آن بت سرمست ما
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - بشکست چشم مست تو جانا خمار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.