هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود سخن می‌گوید و از سرو (نماد معشوق) گلایه می‌کند که چرا از او دور شده است. او از زیبایی و جمال معشوق سخن می‌گوید و از بار فراق شکایت دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و سایه‌ای از لطف خود بر سر او بیفکند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۳۳ - ما سر نهاده ایم به پایش بگو صبا

ما سر نهاده ایم به پایش بگو صبا
با سرو ناز تا که چرا سر کشد ز ما ۱

گر عرضه می دهیم نیازی برش رواست
کاو پادشاه کشور حسنست و ما گدا ۲

در موسمی که سایه ی سروست و وقت گل
از ما جداست سرو گل اندام ما چرا ۳

دور از کنار ماست سهی سرو یار و هست
زین غصّه در میان دل و دیده ماجرا ۴

مگذر ز ما و بر سر ما سایه ای فکن
کافکنده است بار فراقت مرا ز پا ۵

محراب ابروان تو تا قبله ی دلست
جان در نیاز و دست دل ماست در دعا ۶

بنمای آفتاب جمالت که می شود
جام جهان نمای ز روی تو با صفا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲ - اگر اقبال باشد یاور ما
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - مرا که فرض شد از جان و دل دعای شما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.