هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، از درد دوری معشوق و اشتیاق وصال مینالد. او از تأثیرات عشق بر جانش میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند «چکیدن خون از آفتاب» و «آب حیات»، عمق احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۵۸ - آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب
آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب
از شرم روش خون چکد از روی آفتاب ۱
بیدار بخت تست ولیکن به چشم ما
ای دوست از چه روی ببستست راه خواب ۲
بازآ که از فراق رخ دلفریب تو
خون می رود ز دیده ی جانم به جای آب ۳
پیش لب چو آب حیات تو عاشقان
از دل کنند آتش و از سینه ها کباب ۴
بر باد داده ای تو چو خاکم ز عشق خویش
آبم ببرده ای تو از آن آتش مذاب ۵
خوی می چکد ز عارض چون یاسمن تو را
گل چون عرق کند بچکد زو به دم گلاب ۶
در خواب دولت شب وصلم نموده اند
تشنه ز حسرت آب تصوّر کند سراب ۷
چون زلف سرکشت دگرم تاب می دهی
زین بیش دلبرا ز من خسته سرمتاب ۸
از غمزه های مست خود ای نور دیده ام
کردی چو چشم خویش جهان سر به سر خراب ۹
از شرم روش خون چکد از روی آفتاب ۱
بیدار بخت تست ولیکن به چشم ما
ای دوست از چه روی ببستست راه خواب ۲
بازآ که از فراق رخ دلفریب تو
خون می رود ز دیده ی جانم به جای آب ۳
پیش لب چو آب حیات تو عاشقان
از دل کنند آتش و از سینه ها کباب ۴
بر باد داده ای تو چو خاکم ز عشق خویش
آبم ببرده ای تو از آن آتش مذاب ۵
خوی می چکد ز عارض چون یاسمن تو را
گل چون عرق کند بچکد زو به دم گلاب ۶
در خواب دولت شب وصلم نموده اند
تشنه ز حسرت آب تصوّر کند سراب ۷
چون زلف سرکشت دگرم تاب می دهی
زین بیش دلبرا ز من خسته سرمتاب ۸
از غمزه های مست خود ای نور دیده ام
کردی چو چشم خویش جهان سر به سر خراب ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - بی دولت وصال دلم چون جهان خراب
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.