هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق خود میگوید. او زیبایی معشوق را با ماه و خورشید مقایسه میکند و از درد هجران و اشکهایش مینالد. در نهایت، شاعر از خداوند سپاسگزاری میکند که همه شرایط برای عشق فراهم است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۹ - چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب
چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب
فتاده از رخش در روی مه تاب ۱
ز نور روی چون خورشید برده
نگار مهوشم از چشم ما خواب ۲
کشیدی چون کمانم پشت در خم
فکندی دیگرم چون تیر پرتاب ۳
مسوزانم به داغ هجر ازین بیش
دمی ما را به وصل خویش دریاب ۴
مرو ای مردم دیده به خونم
که بحر عشق او را نیست پایاب ۵
رخم چون زر شد و وجهیست نیکو
ز هجرانت جگر شد پر ز خوناب ۶
ز دیده چند بارم در فراقت
نگارینا بگو اشکی چو سیماب ۷
بحمدالله که در دوران عشقت
مهیا شد جهان را جمله اسباب ۸
فتاده از رخش در روی مه تاب ۱
ز نور روی چون خورشید برده
نگار مهوشم از چشم ما خواب ۲
کشیدی چون کمانم پشت در خم
فکندی دیگرم چون تیر پرتاب ۳
مسوزانم به داغ هجر ازین بیش
دمی ما را به وصل خویش دریاب ۴
مرو ای مردم دیده به خونم
که بحر عشق او را نیست پایاب ۵
رخم چون زر شد و وجهیست نیکو
ز هجرانت جگر شد پر ز خوناب ۶
ز دیده چند بارم در فراقت
نگارینا بگو اشکی چو سیماب ۷
بحمدالله که در دوران عشقت
مهیا شد جهان را جمله اسباب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - دوش روی یار می دیدم به خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.