هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و دوری معشوق شکایت می‌کند و از بی‌توجهی او به رنج‌هایش می‌نالد. او از عشق شدید به معشوق و رنج‌های ناشی از هجران سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ پندی نمی‌تواند درد فراق او را تسکین دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.

شماره ۶۸ - نیاری چرا یاد ما ای حبیب

نیاری چرا یاد ما ای حبیب
نپرسی ز دردم چرا ای طبیب ۱

من خسته دل در فراق رخت
چه گویم چه دیدم ز جور رقیب ۲

ز خوان وصالت من خسته را
تو گویی نیاید بجز غم نصیب ۳

ز دست غمت جان رسیدم به لب
نگفتی که چونست مسکین غریب ۴

ز عشق رخ همچو گلبرگ تو
همی نالم از شوق چون عندلیب ۵

کسی را که درد تو درمان بود
کجا گوش دارد به پند ادیب ۶

ز هجرت به جان از غم آمد جهان
بنالد چو بلبل ز جور حبیب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷ - چون مرا هر دو جهان از توبه کامست امشب
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.