هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و جدایی مینالد و از آتش هجران و سوختن دلش سخن میگوید. او با استفاده از استعارههایی مانند شمع، ماه، و یوسف، عمق رنج خود را بیان میکند و از روزگار جفاکار شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۷۵ - پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت
پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت
مهر رخت به آتش هجران مرا بسوخت ۱
دیگر به ماهتاب چه حاجت بود مرا
چون شمع روی آن بت مه روی برفروخت ۲
تا از نظر برفت مرا آن رخ چو ماه
گویی دلم دو دیده ی مهر از جهان بدوخت ۳
گرچه عزیز مصر دل خسته ی مَنی
یوسف به سیم ناسره نتوانمش فروخت ۴
از آتش فراق تو کافروخت بر دلم
جانم بسوخت و بر من مسکین دلت نسوخت ۵
خیاط روزگار جفاجوی سفله خوی
جز جامه ی فراق به بالای ما ندوخت ۶
مهر رخت به آتش هجران مرا بسوخت ۱
دیگر به ماهتاب چه حاجت بود مرا
چون شمع روی آن بت مه روی برفروخت ۲
تا از نظر برفت مرا آن رخ چو ماه
گویی دلم دو دیده ی مهر از جهان بدوخت ۳
گرچه عزیز مصر دل خسته ی مَنی
یوسف به سیم ناسره نتوانمش فروخت ۴
از آتش فراق تو کافروخت بر دلم
جانم بسوخت و بر من مسکین دلت نسوخت ۵
خیاط روزگار جفاجوی سفله خوی
جز جامه ی فراق به بالای ما ندوخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - در غم عشقت دل تنگم بسوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.