هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، درد عشق بیپاسخ و بیقراری عاشق را بیان میکند. شاعر از بیسامانی حال خود، سرگردانی بخت، و سوزش عشق در جان میگوید. او از معشوقی سنگدل مینالد که رحمی به حالش ندارد و از جمال و لطف بینظیرش سخن میگوید. در نهایت، شاعر عشق را چون دریایی میداند که مرواریدهای لطف معشوق از هر گنجی ارزشمندتر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و بیقراری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۳ - آنکه درمان برنتابد درد بی درمان ماست
آنکه درمان برنتابد درد بی درمان ماست
وآنکه سامانی ندارد حال بی سامان ماست ۱
آنکه شیدایی شد ای دلدار بر روی چو ماه
گر بدانی همچو زلفت بخت سرگردان ماست ۲
خاک پایت گشته ام تا چند بر بادم دهی
کاتشی زان لعل نوشین تو اندر جان ماست ۳
دارم اندر دل یکی دردی که فرماید طبیب
ای عزیز من که نوش لعل تو درمان ماست ۴
آنکه رحمش نیست بر ما آن دل سنگین تست
وآنکه خوابش می نگیرد دیده گریان ماست ۵
گفتم اندر برکشم یک شب قد چون سرو او
عقل گفتا صبر کن کان سرو از بستان ماست ۶
گفتم اندر بوستان خوابم نمی گیرد چرا
گل جوابم داد کاین آشوب از دستان ماست ۷
گفتمش سوزی فکندی در جهان آخر چرا
گفت کای مسکین نظر کن کاین همه از آن ماست ۸
بحر عشق روی او با ما درآمد در سخن
گفت مروارید لطفش بیشتر از کان ماست ۹
برف اگر با ما ندارد جانبی در فصل دی
جانبش خواهم که او محبوب تابستان ماست ۱۰
وآنکه سامانی ندارد حال بی سامان ماست ۱
آنکه شیدایی شد ای دلدار بر روی چو ماه
گر بدانی همچو زلفت بخت سرگردان ماست ۲
خاک پایت گشته ام تا چند بر بادم دهی
کاتشی زان لعل نوشین تو اندر جان ماست ۳
دارم اندر دل یکی دردی که فرماید طبیب
ای عزیز من که نوش لعل تو درمان ماست ۴
آنکه رحمش نیست بر ما آن دل سنگین تست
وآنکه خوابش می نگیرد دیده گریان ماست ۵
گفتم اندر برکشم یک شب قد چون سرو او
عقل گفتا صبر کن کان سرو از بستان ماست ۶
گفتم اندر بوستان خوابم نمی گیرد چرا
گل جوابم داد کاین آشوب از دستان ماست ۷
گفتمش سوزی فکندی در جهان آخر چرا
گفت کای مسکین نظر کن کاین همه از آن ماست ۸
بحر عشق روی او با ما درآمد در سخن
گفت مروارید لطفش بیشتر از کان ماست ۹
برف اگر با ما ندارد جانبی در فصل دی
جانبش خواهم که او محبوب تابستان ماست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - درد دل دارم همانا وصل او درمان ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - بخشد گناه بنده که او پادشاه ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.